شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٩٤ - تتمه نصيحت رسول
خدا كه آفريده است؟ و آيا جز خدا آفرينندهاى است؟ قرآن كريم گويد: «قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ.» (رعد، ١٦) پس خالق بديها هم حق تعالى خواهد بود. در اين صورت يكى از دو پرسش پيش مىآيد، چگونه آفرينش بدى را به خير مطلق توان نسبت داد و چگونه با آن چه خدا آفريده مىتوان در افتاد. اين مشكلى است كه از دير باز مطرح بوده است.
فيلسوفان و متكلمان و عارفان اسلامى كوشيدهاند تا در حد توانايى انديشه خود، آن را بگشايند. آنان مىگويند اوّلًا هر چه در جهان است آفريده خداست، ديگر اينكه در آفرينش، شر و بدى نيست، آن چه در جاى خود به نظر زشت مىآيد با در نظر گرفتن آن در مجموعه جهان زيباست. حاجى سبزوارى در اين باره چنين نوشته است: «هر گاه بناى عالى را به تمام ملاحظه كنى، چنان كه نشيمنگاه شامخ مىخواهد از مطبخ و مبرز نيز ناگزير است و اگر نداشته باشد ناقص است. چنين است اجزاى كل عالم نسبت به مجموع عالى.» (شرح سبزوارى) عنايت ازلى چنان بوده است كه هر ماهيت نصيب خود را از وجود احراز كند. و بارى تعالى آن را بر حسب استعدادى كه در آن است به بهترين صورت پديد آورده است و كمال قدرت خود را در آفريدن او نشان داده است. مولانا در مطاوى مثنوى بارها اين مشكل را مطرح كرده است و چنان كه عادت اوست با تمثيل مشكل را گشوده است:
|
نقش باشد پيشِ نقّاش و قلم |
عاجز و بسته چو كودك در شكم |
|
|
پيشِ قُدرت خلق جمله بارگه |
عاجزان چون پيشِ سوزن كارگه |
|
|
گاه نقشش ديو و گه آدم كند |
گاه نقشش شادى و گه غم كند |
|
٦١٣- ٦١١/ ١
|
عيب شد نسبت به مخلوق جَهول |
نى به نسبت با خداوندِ قبول |
|
|
كفر هم نسبت به خالق حكمت است |
چون به ما نسبت كنى كفر آفت است |
|
|
ور يكى عيبى بود با صد حيات |
بر مثال چوب باشد در نبات |
|