شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٩٦ - تتمه نصيحت رسول
ساجد: كنايت از اقرار آورنده، خاضع.
طَوعاً: از روى ميل، به رغبت.
قاصد: خواهنده، اراده كننده.
كَرهاً: ناخواه، و مضمون اين بيت و بيت پيش از آن، مأخوذ است از آيه وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ: و او را گردن نهادند، آن چه در آسمانها و زمين است به خواه و ناخواه و بدو باز مىگردند.» (آل عمران، ٨٣) مؤمن خدا را سپاس گويد كه او را خوب آفريد تا گرويد و كافر در عين حال كه خدا را آفريننده خود مىداند و به خداوندى او اعتراف مىكند گناه خود به خدا نسبت دهد چنان كه شيطان سجده نكردن و گمراه شدن خويش را به خدا نسبت داد و گفت «قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ.» (اعراف، ١٦)
|
گفت شيطان كه بِما أغوَيتَنِى |
كرد فعلِ خود نهان ديو دَنى |
|
|
گفت آدم كه ظَلَمنا نَفسَنا |
او ز فعل حق نَبُد غافل چو ما |
|
١٤٨٩- ١٤٨٨/ ١ سلطانى: از آن سلطان گرديدن. كنايت از باز گرديدن به خدا.
مَهين: خوار.
در بيتهاى پيش اشارت فرمود كه آن چه خدا آفريده به جاى خود نيكوست و هر آيت نشان دهنده كمال قدرت اوست. پس همه آفريده برابر امر او فروتن و تسبيح گويند كه «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ.» (اسراء، ٤٤) ليكن مؤمن به ميل و رغبت، و كافر از روى ناخشنودى و عدم رضايت.