شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٤١ - دانستن پيغامبر
نكته توجه داده شده است از جمله در آيه «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ: و مىآزماييم شما را به چيزى از بيم و گرسنگى و كاهش مال و جان و محصولها و شكيبايان را مژده ده.» (بقره، ١٥٥)
|
آن كسى را كش چنين شاهى كُشد |
سوى بخت و بهترين جاهى كشد |
|
|
گر نديدى سودِ او در قهر او |
كى شدى آن لطفِ مطلق قهر جو |
|
٢٤٣- ٢٤٢/ ١ در ناز و نعمت به سر بردن، و از آسيب و بيمارى بر كنار بودن، و عمر دراز داشتن از خواهشهاى نفسانى است و بُوَد كه آماده شدن آن استدراج باشد. آنان كه با نفس و خواهشهاى آن مخالفت كردند، و مال و خواسته را نديده گرفتند، و حيات آن جهان را بر زندگى اين جهان ترجيح دادند، سود بردند كه دستور راهنمايان دين چنين است. امام صادق (ع) فرمود: «خوشا بندهاى كه با نفس و هواهاى خود جهاد كند و آن كه سپاه هواى خويش را بگريزاند به خشنودى خدا ظفر يابد.» (بحار الانوار، ج ٦٧، ص ٦٩، از مصباح الشريعة)
|
مشورت در كارها واجب شود |
تا پشيمانى در آخر كم بُوَد[١] |
|
|
گفت امّت مشورت با كى كنيم |
انبيا گفتند با عقل امام |
|
|
گفت گر كودك در آيد يا زنى |
كو ندارد عقل و راى روشنى |
|
|
گفت با او مشورت كن و آن چه گفت |
تو خلاف آن كن و در راه افت |
|
ب ٢٢٥٩- ٢٢٥٦ واجب بودن مشورت: ظاهراً گرفته از قرآن كريم است «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ: با آنان در كارها مشورت كن.» (آل عمران، ١٥٩) عقل امام: عقلى كه بايد در كارها پيشوا قرار داد. بعض شارحان «امام» را صفت عقل گرفتهاند. مرحوم فروزانفر در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى (ص ٧٠) داستانى از عقد الفريد آورده است. خلاصه آن اينكه: «مردى خواست زن گيرد، با خود گفت
[١] در حاشيه نسخه اساس:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|