شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٨٤ - تتمه نصيحت رسول
|
بل به جاى خوان خود آتش آمدى |
اندر اين منزل لَهَب بر ما زدى |
|
|
چون دو دل شد موسى اندر كارِ ما |
گاه خصم ماست و گاهى يارِ ما |
|
|
خشمش آتش مىزند در رَختِ ما |
حلم او رَد مىكند تير بَلا |
|
|
كى بود كه حلم گردد خشم نيز |
نيست اين نادر ز لطفت اى عزيز |
|
ب ٢٤٧٩- ٢٤٧٣ موسى: كنايت از رسول ٦، و نيز اولياى خدا در هر عصرى.
خوان: سفره. در اينجا كنايت از لطف و نعمتهاى حق تعالى كه گهگاه بر بندگان مىرسد.
|
مائده از آسمان در مىرسيد |
بىشرى و بيع و بىگفت و شنيد |
|
|
در ميان قوم موسى چند كس |
بىادب گفتند كو سير و عدس |
|
٨١- ٨٠/ ١ جوشان شدن چشمه از سنگ: اشارت است به معجزه موسى (ع) كه در قرآن كريم آمده است: «وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً: و آن گاه كه موسى براى مردم خود آب خواست گفتيم عصاى خود را به سنگ زن، پس روان گرديد از آن دوازده چشمه.» (بقره، ٦٠) و در اينجا استعارت است از «نعمتهاى الهى» كه در هر عصر بندگان را فرا مىگيرد، و نيز استعارت از «چشمه دانش».
لَهَب: شعله آتش بىدود.
دو دل شدن: دو گونه تصميم گرفتن، دو گونه رفتار كردن.
آتش در رخت زدن: كنايت از گرفتار كردن به عذاب.
آدمى از خرد و شهوت هر دو سرشته است. گاه نفس طالب مىشود و شهوت غالب و بنده به گناه در مىافتد و خشم خدا را مستحق مىگردد. و گاه به خود مىآيد و به توبه مىگرايد و خدا را خشنود و لطف وى را به خود متوجه مىسازد. بنده بايد بكوشد تا از هَوى دل بر كند و خود را پيوسته مشمول عنايت حضرت حق كند. از فرمودهى أمير المؤمنين على (ع) است و سخن او گرفته از قرآن «دو چيز در زمين مايه أمان از عذاب خدا بود يكى از آن دو برداشته شد، پس ديگرى را بگيريد و بدان چنگ زنيد. اما أمانى كه برداشته شد رسول خدا ٦ بود و امّا امانى كه مانده است آمرزش خواستن است. خداى تعالى فرمايد و خدا آنان را عذاب نمىكند حالى كه تو در ميان آنانى و خدا