كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٠٧ - بو على سينا
از جهت يك غايت خيالى.
به عقيدهى ابن سينا پيامبران داراى عقل مستفاد هستند و نبوت عبارتست از اتصال تام بعقل فعال كه خارج از نفس است.
نظرات عرفانى ابن سينا
با مطالعهى رسالههاى نبوت و معراجيه و اسرار الصلاة و برخى رسالههاى ديگر ابن سينا چنين مستفاد مىگردد كه حكيم بتصوف تمايل داشته است.
و نيز معتقدات وى دربارهى عقول و دخالت آنها در چگونگى حصول معرفت و وصول بحق تعالى، جنبهى عرفانى فلسفهى وى را آشكار مىنمايد.
حكيم در مورد حصول معرفت و رسيدن بحق مىگويد كه هر چند براى رسيدن بحق شوق و حال مفيد است ليكن كافى نيست، و بايد تعليم هم در كار باشد تا نفس استعداد كامل براى اتصال بعقل فعال پيدا كند.
و ديگر اينكه رسيدن بحق، اتحاد و يگانگى نيست، زيرا اتحاد عاقل و معقول محال است مگر هنگامى كه نفس ذات خود را درك مىكند.
و نيز زمانى كه نفس قابليت وصول بحق را پيدا كند اين رسيدن خواه ناخواه انجام مىپذيرد.[١]
بطور كلى طريق سير و سلوك ابن سينا تعلم و تعقل مىباشد.
ابن سينا و دين اسلام
حكيم هميشه سعى كرده است كه فلسفهى يونان را با مبادى شريعت اسلام سازگار نمايد و بدين منظور در كتب فلسفى خود بتطبيق دين و فلسفه پرداخته است و نيز رسالههائى بخصوص در اين موضوع نوشته است، مانند رسالهى اسرار الصلاة و رسالهى معراجيه و رسالهى اسرار نبوت و رسالهيى در موضوع حديث من عرف نفسه فقد عرف ربه، و نيز برخى از سورههاى كتاب مجيد را بسبك فلسفى تفسير كرده است مانند تفسير سورهى حجر و تفسير سورهى اعلى و تفسير سورهى اخلاص
[١]- در اين سه مورد، طريقت تصوف نظرات ديگرى دارد كه در قسمتهاى آينده ذكر خواهد شد