كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ١٠٣ - موش و گربه
از اين قبيل سخنان جواب مىگوئى؟، مرا بخاطر رسيد كه چون سلام آثار سلامتى است و سلام كردن در كتابها نوشته شده سنت است و جواب سلام واجب، پس اگر تو سلام كنى امر سنتى بجا آورده باشى و مرا متعهد امر واجبى كردهيى، زيرا كه ديگر كسى در ميان ما و تو نيست كه جواب سلام گويد تا كه فرض كفايه بجا آيد پس اى موش صرفه تو را مىشد.
ديگر آنكه سبقت در سلام ثواب عظيم دارد و خواستم كه ثواب جهت تو حاصل شود:
نقلى وارد شده كه در ايام حضرت نبوى شخصى در جائى پنهان شده بود كه شايد در سلام بر آن حضرت سبقت گيرد. مقارن اين حال جبرئيل آمد و آن حضرت را خبر داد و گفت:
حق تعالى مىفرمايد كه فلان شخص در فلان موضع پنهان است تا در سلام بر تو سبقت گيرد و ما نخواستيم كه مدعاى آن شخص حاصل شود، شما بايد بر آن شخص در سلام سبقت كنى.
پس در اين باب مرا نفعى نمىباشد و ضررى هم واقع نمىشود.
موش در جواب گفت:
اين معنى بر شما ظاهرست كه تكليف بقدر استطاعت است و زياده بر آن ما لا يطاق خواهد بود
گربه گفت:
بلى راست مىگوئى.
باز موش از سر مكر و حيله گفت:
اى بزرگوار به نمك ديرينه قسم كه بسيار حرفها را به خاطر مىرسد اما جرأت