كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٩٦ - در رموز اسم اعظم
|
خاصيتهاش ندارد پايان |
عارفانند بهآن دانايان |
|
|
وضع آفاق ز نيك و بدحال |
زان توان يافت بسنج اجمال[١] |
|
١٢٨٠
|
سم خاصى است كه اسرار جهان |
هست در كنز حروفش پنهان |
|
|
كس چه داند كه چه اسرارست اين |
خاصه زمره ابرار است اين |
|
|
لفظ اين اسم چو تكرار كنى |
چون به آداب و عدد كار كنى[٢] |
|
|
قفل هر كار گشائى بمراد |
گردى از فيض مداما دلشاد |
|
|
چهارده نفع رساند اين اسم |
اولين آنكه گشائى تو طلسم[٣] |
|
|
دشمنت نيست شود چون سيماب |
بند گردد به دميدن سيلاب |
|
|
گر بخوانى ز سر صدق و يقين |
كشف گردد همه گنج زمين |
|
|
جنيان با تو مصاحب گردند |
اولياء جمله به تو پيوندند |
|
|
جمله خلق سرافكنده تو |
قيصر روم شود بنده تو |
|
|
همه خلق مطيعت گردد |
كيميا نيز نصيبت گردد |
|
١٢٩٠
|
هيچ علمى به تو مشكل نشود |
يكزمان حق ز تو غافل نشود |
|
|
متصل با لب خندان دل شاد |
دين و دنياى تو گردد آباد |
|
|
ليك هر كس بطريقى ديگر |
دارد از حالت اين اسم خبر |
|
|
سر اسماء حروفش بتمام |
نتوان گفت مبادا كه عوام |
|
|
مطلع گشته بدان كار كنند |
خلق را بيهده آزار كنند |
|
[١]- يعنى بسنك تخمين و اختصار، مىتوان نيك و بد احوال را دريافت.
[٢]- آداب عبارتست از ترك سخنان لغو و غيبت و دشنام و شرب مسكرات و ساير معاصى و از شفقت بر خلايق وجود و سخاء و غير آنها.
و عدد عبارتست از خواندن مطابق شماره خاص زيرا طالب گنج نبايد از گنج قدم بيشتر و يا كمتر بردارد چه در هر دو صورت از گنج محروم خواهد ماند.
[٣]- طلسم عبارتست از حل رموز حروف ابجدى از قبيل حروف مقطعه اوائل سور قرآن و غيره.