كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٣٠ - مقولات عشر
*** فناء
فناء و بقاء هفتمين مرحله از سفر سالك بسوى حق تعالى است.
درين مرحله سالك به جائى مىرسد كه شخصيت و تعينات موجودات در نظر حقانى او هيچ مىنمايد و با قلب ملكوتى خود موجودات را از جهت ارتباط و اتصالى كه به مبدأ دارند مشاهده مىكند و باطن و حقيقت آنها را مىنگرد، زيرا در هر موجودى دو جهت ملاحظه مىگردد، يكى جهتى كه بواسطهى آن از باقى موجودات امتياز مىيابد، و ديگرى جهت ارتباط و اتصال او به مبدأ كه عبارت از حقيقت وجود اوست و باين جهت باتمام موجودات مشترك است.
جهت اول را با چشم سر مىتوان ديد و جهت دوم را تنها با ديدهى دل مىتوان مشاهده كرد، و سالك هنگامى كه باين مرحله مىرسد ديدهى قلب ملكوتى او قادر است موجودات را از جهت ربط و نسبتى كه با حق دارند و بهآن جهت آيات و نشانهى حق تعالى مىباشد بنگرد، و بصنع صانع و بفعل فاعل را ببيند و در آنوقت بوجود موجودات وحدت وجود حق را مىبيند و بصفات و كمال و جمال حق را مشاهده مىكند تا مىرسد به جائى كه چنان در بحر عظمت و جلال الهى غرق مىگردد كه هر چه هست در حق فانى مىبيند و بجز يك حقيقت وحدانى چيزى مشاهده نمىكند.
سالك درين مقام از كليه شهوات و غرورها و خودپرستىها تهى مىگردد و خويشتن را گم مىكند و جزو عالم وحدت مىگردد.
و «مانند سازى كه با سازهاى ديگر هماهنگ شود و نغمهى زيباى جمع را بوجود آورد و خود تنهائى از ميان رود او نيز جزو منظومهى آفرينش مىگردد تا بحق واصل شود و در واقع ازين فناء ببقاء مىرسد».
*** معتزله-
معتزله جماعتى از مسلمانان بودند كه باختيار اعتقاد داشتند و رهبر اينان شخصى بود بنام واصل بن عطا.
*** مقولات عشر-
مقولات عشر يا مقولات دهگانه كه مقولات وجود نيز گفته مىشود در فلسفهى ارسطو مورد بحث قرار گرفته است.
به عقيدهى ارسطو وجود يا واجب است يعنى عدم در آن راه ندارد، و يا ممكن