كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٢٤ - فلك
وعدهى پاداش و كيفر مىدهد.
بنابراين انسان آزاد و مختار است.
مولوى گويد:
|
اينكه گوئى اين كنم يا آن كنم |
خود دليل اختيار است اى صنم |
|
بايد دانست كه علوم جديد نظريه پيروان جبر را ثابت و عقيدهى طرفداران اختيار را رد مىكند زيرا طبق اصل عليت ثابت شده است كه هر حادثهيى كه اتفاق مىافتد معلول يكرشته علتهاست.
ليكن طبق نظريه بعضى از فلاسفهى روحى با اينكه خداوند علت اصلى است و داراى ارادهى مطلق مىباشد ليكن خود او خواسته است كه قوانين طبيعى و اخلاقى يعنى اصول عدالت در جهان حكمفرما باشد و از اين نظر بر خلاف قوانينى كه خود مقرر داشته اقدام نخواهد نمود.
بنابراين اگر پيرو اين دسته از فلاسفه باشيم خواهيم توانست تا اندازه طرفدار موضوع اختيار باشيم.
شيعيان باستناد حديثى از پيشوايان خود، معتقدند كه نه جبر كلى در جهان است و نه اختيار، همهى امور جهان به انسان واگذار شده است بلكه بشر در اجراى امورى كلى مجبور و نيز در مورد اجراى امورى جزئى مختار است و از اين نظر است كه در برابر اعمال خود كه مختار در اجراء و عدم اجراء آن بوده است پاداش و يا كيفر خواهد يافت بنابراين به عقيده آنان لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين.
*** فقر-
در اصطلاح فقير كسى را گويند كه صاحب مالى نباشد و يا اگر مالى داشته باشد تكافوى احتياجات او را نكند.
ولى در طريقت تصوف فقير آنكس را گويند كه بمال و مقتضيات دنيوى رغبت نداشته باشد و اگر هم مالى بدست آرد آن را حفظ ننمايد، البته نه از روى غفلت و نادانى، بلكه به علت عدم رغبتى كه لازمهى سلوك راه حقيقت مىباشد، تا غير حق تعالى حجاب او نگردد، و اين نوع فقر شعبهيى از زهد بشمار مىرود.
*** فلك-
طبق نظر حكماء فلك جسمى است كروى كه بهوسيلهى دو سطح متوازى كه داراى يك مركز مىباشد احاطه شده است.
افلاكى كلى نه فلك است كه با تمام افلاك