كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٣١٩ - محمد
پدر آن حضرت عبد اللّه بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش آمنه بنت وهب بن عبد مناف بود.
محمد صلى اللّه عليه و آله در كودكى پدر و مادر خويش را از دست داد و نخست پدر بزرگش عبد المطلب و سپس عمويش ابو طالب او را سرپرستى و بزرگ كردند.
آن حضرت با اينكه از طايفهى قريش بود و مىبايستى از سختى زندگى بىخبر باشد، ليكن در جريان حيات طعم تنگدستى و ندارى را به خوبى چشيد و اوايل حياتش به مرارت و تعب گذشت و بههيچوجه راحت و آسايش نداشت و بدين علت است كه تعليمات عاليه او بر پايهى حمايت از ضعفاء و آزادى و مساوات بنا شده است.
حضرت محمد از آغاز جوانى فكور بود و در امورى كه بنظرش مىرسيد زياد تدبر و تفكر مىكرد، و با عمويش ابو طالب دو بار بشام سفر كرد و در آن ديار در زندگى مردمان آنجا و عقايد و افكار آنان مطالعاتى بعمل آورد، تا اينكه در سن بيست و پنج سالگى به خدمت زنى بيوه بنام خديجه كه بعدها شوهر وى گرديد در آمد و تا هنگامى كه خديجه حيات داشت محمد صلى اللّه عليه و آله زنى ديگر نگرفت، و اين زنهم صميميت و وفادارى را نسبت بحق و شوهر خويش بحد كمال رسانيده و تمام ثروت خود را در اختيار محمد صلى اللّه عليه و آله گذاشت كه در راه حق و حقيقت بمصرف رساند.
حضرت محمد صلى اللّه عليه و آله از آغاز زندگى از بتپرستى و شرك بيزار بود و هر سال مدتى در غارى بنام حرا عزلت اختيار نموده و در آنجا بتدبر و تفكر و اوراد و اذكار مىپرداخت و خداى يگانه را عبادت مىكرد.
تا اينكه در چهلمين سال زندگانى خود هنگامى كه در غار نامبرده بحال استغراق بود از مقام الوهيت بروح مقدسش خطاب آمد كه برخيز و قومت را براه راست دعوت كن و بدين ترتيب به رسالت از جانب حق مبعوث گرديد و از اين تاريخ ببعد تمام اوقاتش مصروف انجام اين وظيفهى مهم شد.
بالاخره پس از بيست و سه سال تلاش و مجاهدت در راه پيشرفت فكر بشر و ريشه كن ساختن شرك و بتپرستى و نشر توحيد و تأمين سعادت مادى و معنوى پيروان خود و بطور خلاصه بر پا ساختن دين مقدس اسلام ناسخ و خاتم كليه