كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٤٤ - حكايت
رسول خدا كه رحمة للعالمين است آنچه پاكيزهتر و بهتر و معتبر است مخصوص او و ذريهى او و امتانش از جانب حق به او وحى و الهام مىشد و مادام اصحاب و اوصياء كه از غير احقند مدعى و صاحب اين رتبه نباشند از كجا شيخ كمسواد را آن رتبه حاصل شد؟.
و اگر گوئى كه پيغمبران دانستند و اصحاب و اوصياى ايشان خود ترسانند پس نسبت به پيغمبران تهمت گفتهاند و تقصير لازم دانسته كه تبليغ رسالت نكرده باشند.
اى موش! مىدانى آن حلوا كدام است؟.
موش گفت: نه!.
گربه گفت:
كيف شراب و بنگ و شوق هوا و هوس نفسانى است كه جاهل و فاسق را از او شورى در دل بهم رسد و عاقل و دانا از ايشان و كردار و اعمالشان بيزار.
مثل اينچنين كسان مثل مرد بىدستوپايى است كه شناورى هم نداند و در بحر عميق غوطهور شود، البته يا غرق مىگردد و يا در كام نهنگ و امثال آن گرفتار مىشود.
ايشان يعنى آن مدعيان تصوف بكمال نادانى متوجه خيال و فكر رقيق و بحر عميق گرديده و بىكشتى شريعت و بىلنگر حقيقت و بىملاح علم و بىبادبان مرشد و بىدانستن شناورى، خود را در درياى تفكر بيخود افكنده و در كام نهنگ شيطان در گرداب قلزم بطلان گرفتارند و شيطان هر ساعت ايشان را بطريقى و نوعى فريب مىدهد تا اينكه به درجهيى گمان برده و مىبرند كه از بحر عميق غوطه خورده و خلاص شدهاند و گوهر آبدار بدست آوردهاند و چون خداوند عالميان عالم بافعال ايشان و گمراه ساختن شيطان از خرقهى بنىآدم است لهذا در كلام مجيد فرموده:
يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ.