كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٣٥ - حكايت
شده بزرگيها و شوكتهاى خياليه بيند و در اثر بخار معده و تأثير كيف بنگ، وسوسهى شيطان از قبيل مكر و تزوير و چيزهاى ديگر در خيال او صورت مىبندد.
چون قلندران نادان جاهل چنان ديدهاند، لهذا تخم شجرهى ملعون را جزء اعظم و حب الاسرار ناميدهاند.
اى موش! سرى كه قلندران در كيفيت بنگ مشاهده مىكنند بسيار بهتر از اين اسرار و رموزيست كه اين فرقه قياس كرده و گمان بردهاند.
موش گفت:
اى شهريار! سؤالى مىخواهم كرد، لكن خواهش دارم از روى تامل و تفكر از براى من بيان فرمائى تا كه خاطرنشين من شود و بدانم كه تصوف چيست؟ و صوفى كيست؟.
گربه گفت:
اى موش! صوفى در اصل صوف بوده و اهل تحقيق گفتهاند، صاد صوفى از صبر است و واوش از وفا و فايش از فنا و در قول بعضى ديگر، صادش صلاحيت و واوش وقار و فايش فقر و فاقه، و بسيارى هم گفتهاند كه صوفى يعنى راستكار و پاك دل و طاهر و پاكيزه اعتقاد و صالح، كه خالى از عشق و مكر و حيله و كيد و تزوير و شيد و سالوس و حماقت و سفاهت بوده باشد و آنچه از خدا و رسول و علماء شريعت به او رسيده همه را از روى صدق و صفا، راست و درست فهميده و بهآن قيام نمايد، نه آنكه صوفى بايد دين علىحده و معرفتى غير از معرفتى كه از ائمهى هدى نقل شده داشته باشد، و بايد آن را بدليل آثار و قدرت و صنعت صانع دانسته و بيان نمايد نه اينكه بغير از اين طريق دين و مذهبى و قاعدهاى چند از روى راه تقليد و هواى نفس و فريب شيطان، ساخته و بر آن اسمى و نامى گذاشته و خود را صوفى شمرند.