كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ١٩٢ - حكايت
مردم از روى الفت و رأفت سلوك و مدارا كند و از رنگها و بويها و طمعها، كسب كرده و تمتع گيرد و به صرافت طبع ترك آنچه ديده و شنيده كند، نه به دورى و انقطاع و صرف از امور ناشايسته، اين است كه كسى كه مغازهنشين و گوشهنشين شده و در بروى خويش بسته از جميع كمالات محروم و مايوس گردد، و حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم فرموده: خير الامور اوسطها، پس از اين حديث معلوم شد كه طلب كردن بتمام شدت و مشغول شدن به نهايت غفلت كمال جهل و نادانى خواهد شد و ترك دنيا كردن و در مغازه نشستن هم بدليل خير الامور اوسطها، غير جائز و نالايق است! لهذا بهتر و انسب آن است كه معتدلانه سعى در شئون دنيويه بقدر امكان نموده و كوشش در امور و معيشت يوميه و فراهم آوردن لباس كه نماز در آن مقبول و مستجاب بود لازم و واجب دانسته و همچنين تحصيل مكان و منزل بقدر اينكه دفع گرما و سرما كند از شئون لازمه، و سلوك با مردم از روى ادب و تعظيم و حرمت باز از امور واجبه است.
اگر بكلى لذتها را نيافته و مشاهدهى قدرت نكرده باشد و رنگها را نديده باشد، چگونه از آثار قدرت كامله خبر تواند يافت؟ مثلا كسى كه عسل نخورده باشد چه داند كه قادر قدرتنما از شاخ و بته چنان شهدى ايجاد فرموده، و اگر بسير باغها نرفته باشد و ميوهها و گلها را با طعم و رنگ و بو تشخيص نكرده باشد، شبههيى نيست كه آن كس از درك آثار قدرت عارى باشد، پس هر كس كه در بازار و كوچه و محله مىگردد و مشاهدهى باغ و گلزار و صحرا و كشتزار و زراعت مختلف الانواع مىنمايد بر آثار صنعت صانع اطلاع مىيابد و اگر نه عارى و عاطل خواهد بود.
چنانكه آوردهاند در زمان ماضى شخصى فالوده را حمام قياس و گمان