كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ١٨٧ - حكايت
گاه باشد كه نرسد، لكن در هر حال بايد بهوش و تفكر در طلب شئون زندگانى و معاش كوشش نمايد و حتى الامكان كوتاهى نكند.
بارى اى گربه! كسى كه بخواهد در ميان ابناى جنس خود را از مكان و خوراك روز بروز تزايد و ترقى دهد، بايد در صدد علو جاه و سمو مكانت باشد، تا دشمنان كور و غمناك، و دوستان شاد و خرسند گردند و خود از پريشانى كه سبب خوارى و مذلت است بياسايد، بلكه اينقدر سعى كند كه ذخيره از براى فرزندان بگذارد تا بعد از از آن فرزندان در ميان قبائل و اقران ممتاز و سرافراز باشند.
نشنيدهيى كه گفتهاند:
شعر
|
بگذارى كه دشمنان بخورند |
به كه محتاج دوستان باشى |
|
ديگر هم گفتهاند:
شعر
|
مبادا كه در دهر دير ايستى |
مصيبت بود پيرى و نيستى |
|
اى گربه از علم بىعمل بيش از اين چند كلمه فهميدن و دانستن و ورقى چند را سياه كردن چه نفع بهم مىرسد؟، كدام دكان خباز و طباخ بعوض صحبت، نان و آش مىدهند؟، مگر اينقدر بىفكر بودن خوبست؟.
شيخ سعدى گفته است.
شعر
|
هر كه مزروع خود بخورد خويد |
وقت خرمنش خوشه بايد چيد |
|
چون تهى دست باشى و بىچيز گردى در هيچ مهمى و معنى، توجه نتوانى كرد، بىفهم و بىمقام و منصب، زندگانى و پهلوانى بكار نمىآيد.