تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٩
و نيز مرويست از پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم كه حقتعالى هفت قوم را در قيامت تحت ظل و شفقت و مرحمت خود جاى دهد:
اول ملكى كه تاب آفتاب عالمتاب او عرصه جهان منوّر گرداند و سايه عاطفت بر رعايا گستراند.
دوم جوانى كه در عنفوان شباب كه هنگام ارتكاب محظورات است بكوشد تا عنان عنايت نفس سركش را [٦ ر] از دست ميل طبيعت باز كشد و پاى همت بر بساط نهمت شهوت ننهد و روى دل متوجه حضرت عزت گرداند و مطالب نفس امّاره را پشت پاى زند.
سوم شخصى كه حلاوت طاعت مذاق جان او چنان شيرين كند كه اگر سلك نظام جماعت در معبد از هم باز گسلد همگى خاطر او بر انتظام عقد آن معلق باشد.
چهارم جمعى كه محبت و اجتماع و عداوت و افتراق ايشان مقصور بر تجرّى رضاء بارى باشد بىشايبه رعونت و وسيلت مؤنت.
پنجم شخصى كه زنى باجمال و مال با او تلطف نمايد و بچربزبانى و مهربانى او را بخود بازخواند، آن شخص از ترس حقتعالى دامن ازو درچيند تا گرد معصيت بر دامن عصمت او ننشيند.
ششم شخصى كه باداء طاعت صدقات چنان قيام نمايد كه كسى را بر آن وقوف نيفتد، تا از معرّت ريا معرّا ماند.
هفتم شخصى كه چون در خلوت ذكر بارىتعالى بر زبان راند مرواريد اشك از فواره ديده بر صفحه رخسار غلتان كند.
كثيرة بن مرّة گويد: پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود: «السلطان ظل اللّه فى الارض يأوى اليه كل مظلوم» ملوك سايه رحمت آفريدگار تعالىاند تا ضعفاء رعايا از تاب آفتاب حوادث و مكاره سوى ايشان پناهند.