تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٥٨ - حكايت
پس بايد كه با خود مقرّر كنى كه چون اثر خشم در تو پيدا شود و عنان تملّك از دست تو بربايد، در آن حال هيچ حكم بامضا نرسانى و چندان صبر را كارفرمايى كه عرق نابض غضب تو سكون يابد و از حال او تفحّص بليغ و استكشاف تمام بجاى آورده شود؛ اگر مستحقّ عتاب باشد بقدر جنايت تعريك رود و اگر مستحقّ عفو باشد از وى درگذارى و زّلات او نابوده انگارى. و آن خلق در اوّل حال [٤٠ پ] مقبول طبع نيايد، اما چون عادت شود طبيعت گردد، و آن تخلّق مانند خلق دانى، از معرّت سرعت زوال مصون ماند.
ملك آن معنى از وى بپسنديد و اعضا و اركان دولت را گفت تا در حالت سورت غضب هرحكم كه تقديم افتد در امضاى آن تأخير نمايند، تا يك روز بر آن بگذرد، پس رجوع كنند. اگر بار دگر همان فرمان رود، بانفاذ مقرون دانند.
چون اين قاعده مقرر شد اندك بودى كه اصحاب جرايم از مايده حلم و عفو او بىنواله ماند [ند] ى.
چند فوايد عفو نامحصور است، اما ملوك را نشايد كه بكلى عنان عنايت سوى عفو معطوف گردانند و جانب سياست مهمل گذارند، تا جرأت مفاسد و طغاة بيفزايد و خلل در احوال ملك متطرّق گردد. بلكه در جميع امور رعايت جانب حزم و تيقّظ و تأنّى و تثبّت بايد كرد. و حزم فكرت در عواقب امور [است] و احتراز از غوايل آن بقدر امكان.
و در منثور حكم است: «من ترك حزمه اعان خصمه، و من حافظ الفرص امن الغصص». و گفتهاند: «و الحزم اسدّ الاراء و الغفلة اضرّ الاعداء». هركه تخم غفلت كارد جز ندامت ندرود و هركه طريق حزم سپرد بسرحدّ [٤١ ر] مقصود رسد.
و از فروق ظاهر ميان جهّال و عقلا آنست كه عاقل چون خيال شرّ و امارات فساد توهم كند، بتدارك مشغول گردد و پيش از حلول نازله و وقوع حادثه