تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٥٥ - حكايت
مصالح ملك و ملك را اختيار كنيد! و ايشان را مهلت داد. پس از رويّت و فكر بسيار اتّفاق كردند كه جز «خذ العفو» نيست.
و اگر كسى فوايد و عوايد عفو را اعتبار كند، داند كه سردفتر جمله فضائل و بيت القصيده تمامت مكارم است. و اهل جاه و منزلت را تخلّق بدين خلق نمودن سزاوارتر، بلكه اين خصلت چون متعلّق و تابع قدرت است بديشان تخصيص دادند. شعر:
|
خذ العفو و اأمر بعرف كما |
امرت و اعرض عن الجاهلين |
|
|
و لن فى الكلام لكل الانام |
فمستحسن من ذوى الجاهلين |
|
و در ترجمه كلمات انوشروانست: «من كان يرضى ان لا يعفى عنه غدا فلا يعفو اليوم» يعنى انتقام و قهر كسى را رسد امروز كه از عفو و لطف فردا بى- نياز باشد. اما كسى كه فردا بعفو محتاج و نيازمند خواهد بود، اگر امروز بانتقام مشغول شود، بسفه راى منسوب افتد. و نيز بسيار نفس كريم باشد كه از صفيحه تيغ تحاشى نكند و بار منّت صفح او را از ارتكاب گناه مانع شود.
|
و قتلتهم بالصّفح عن هفواتهم |
و الصّفح فى عين العدوّ صفيح |
|
[٣٨ پ] و يكى از فوايد عفو آنست كه چون جانى بر پاىمردى حسن عفو اعتماد آرد، بمخالفت نگرايد و با مخالفان دم و قدم نزند و خود را در پناه عفو ملك اندازد.
حكايت
بزرگى بيكى از ملوك شناعتى نوشت براى مجرمى، مضمون اين بود:
«فلان هارب من زلّته لائذ بّك منك، و اعلم انّه لا يزداد الذنب عظما الّا ازداد العفو فضلا» فلان كس از زلّت و جريمت خود گريزانست و از عتاب توهم با تو پناهجويان؛ و هرچند عظم جنايت بيش باشد فضل عفو تو زيادت بود. شعر: