تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢٢٠ - باب دهم در مواعظ ملوك
روزگار شكسته شود و اصلا التيام نپذيرد. و نعمت آخرت چون كوزه زر است كه هميشه باقى ماند. و هركه از خرد بهرهاى دارد كوزه سفال فانى را بر كوزه زر باقى ترجيح و تفضيل ننهد.
سليمان ٧ با چندان فسحت و ساحت مملكت كه ايزد تعالى او را كرامت فرموده بود [و] جنّ و انس و وحش و طير را تابع اشارت و طابع ارادت او گردانيد و باد را در سلك خدم و تبع او كشيد، قوله تعالى: «فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ، وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ، وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ»[١]، و او بنظر عقل دوربين و نتيجه راى رزين، و خامت عاقبت آنرا مشاهده فرمود؛ پاى همت از دائره[٢] عفّت بيرون نكشيد و بدان نعمت و دولت، باد نخوت در گنبد دماغ جاى نداد، باداى فرايض و مواجب شكر قيام مرضىّ نمود و حق آنرا بشناخت، چنانكه حقّ تعالى از او خبر داد: «هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ»[٣].
پيغمبر صلى اللّه عليه و اله و سلم ميفرمايد [١٥٠ پ] كه اگر دنيا و ما فيها مقدار پر مگسى نزد حقّ تعالى قدرى داشتى، با هيچ كافر بيك شربت آب مسامحت و مساهلت نرفتى. و بكوش تا بگوش هوش گيرى آنچه جبرئيل ٧ از حقّ تعالى با پيغمبر گفت: اى محمد! چنانكه خواهى زندگانى كن! كه آخر مرگ خواهد بود. و هركه را خواهى دوست گير! كه آخر از او مفارقت خواهى كرد. و هرچه خواهى كن! كه هركسى نيك كرد يا بد كرد هر آينه جزاى آن يابد. اگر از آسمان جز اين سخن منزل نبودى، عاقل را اجرى تمام است[٤].
[١] - قرآن ٣٨: ٣٨.
[٢] - ص: دافر.
[٣] - قرآن ٢٧: ٤٠.
[٤] - عبارت متن در اينجا افتادگى دارد.