تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٩٨ - ١٦ - خلافت معتضد
و معتمد شب دوشنبه بيست و يكم رجب سنه تسع و سبعين[١] و مأتين طعام شام خورد و بخفت از پس آنكه روز نبيذ خورده، دمش گرفت و بمرد.
بامداد او را مرده يافتند. مدت خلافت او بيست و سه سال بود و عمرش پنجاه سال و پنج ماه.
وزير او عبد اللّه بن يحيى بود، و چون او بمرد وزارت به حسن بن مخلد داد.
پس او را معزول كرد و ابو الصقر اسمعيل بن بلبل را وزارت داد. چون از حركات او برنجيد محبوس كرد و اموال او را بستد و در زندانش بكشت، و احمد بن صالح را وزير كرد. او قريب يكماه وزير بود [و] بمرد. عبيد اللّه بن سليمان بن وهب وزير شد.
[١٦]- خلافت معتضد
كنيت او ابو العباس است، مادرش كنيزكى بود. در سنه تسع و سبعين با او بيعت كردند، [١٣٦ ر] و او مردى زيرك و عاقل و فاضل بود و جهانديده. [چون بخلافت رسيد جهان روى در خرابى[٢] داشت] و ثغور مهمل. سعىها بسيار نمود تا ثغور محكم شد، و اطماع لشكر از رعيّت منقطع كرد، و با آل على نيكو بود. و در ايام او فتن بسيار اتّفاق افتاد، و از عدلگسترى دقيقهاى مهمل نگذاشت. و چون وفات يافت در خزانه او مال بسيار بود.
گويند[٣] در ماه رمضان شبى معتضد بيدار شد، از بانگى [كه] شنيد پرسيد چه وقت است؟ گفتند نيمشب است. فرمود تا مؤذن را حاضر كردند و خواست ملامت كردن. مؤذن گفت بانگ بىوقت مرا سببى هست، اگر امان باشد عرضه دارم. گفت بگو! گفت چون نماز خفتن بگزاردم تا قدرى
[١] - ص: عشرين، تج ١٩١ و طق ٢٢٧ سبعين.
[٢] - ص: جهانديده روى در خزانه( تج ١٩٤).
[٣] - سياستنامه ص ٤٠.