تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٩٥ - ١٢ - خلافت مستعين
ايشان وقوف يافت، بزرگ ايشان را بكشت. و چون تركان بسيار بودند، مستعين از سامره بگريخت و به بغداد آمد. بعد از آن تركان بفرستادند و عذرها خواستند. مستعين ايشان را عفو كرد، اما بسامره نرفت.
تركان دانستند كه آزار در دل دارد، معتز[١] را از زندان بيرون آوردند و با او بيعت كردند، و به سامره بسيار فتنهها برخاست، و معتز[٢] بخلافت بنشست و جعفر بن محمود را وزير كرد. و تركان به بغداد رفتند بحرب مستعين و جنگ سخت كردند، و از هر دو لشكر بسيار كشته شد. در آخر محمد بن عبد اللّه طاهر امير بغداد بيرون آمد، و تا نماز پيشين جنگ كردند. بعد از آن تركان بگريختند و به سامره شدند. و هم در ايام تركان سى هزار مرد بانبار گرد كردند.
محمد بن عبد اللّه طاهر لشكرى تمام بفرستاد. و چندان مال و سلاح بداد كه هرگز كسى نداده بود، و حسين بن اسماعيل را اسفهسلار كرد. چون برسيدند تركان گرد كرده بودند، [١٣٤ ر] از لشكر حسين بسيار بكشتند و تمامت نعمت بدست افتاد و حسين بگريخت و به بغداد آمد. محمد بن عبد اللّه نگذاشت كه بشهر درآيد. يك بار مالى بسيار بداد، و لشكرى فراوان جمع كرد و روانه شد، هم مقاومت نتوانست كردن، و بيشتر لشكر حسين پياده بازگشتند. و مستعين و محمد ضعيف شدند و تركان حوالى بغداد بگرفتند، و هرشب جمعى از بغداد ميگريختند و بسامره مىرفتند به بيعت معتز. چون اهل بغداد از حصار ستوه شدند، محمد بن عبد اللّه را گفتند مستعين ما را فرموده است كه ترا بكشيم. محمد بن عبد اللّه دلشكسته شد و حرب را دست بازداشت. و چون مستعين عجز و ضعف خود بديد، خود را خلع كرد و بر معتز كار خلافت مقرر شد و مستعين را بكوشك حسن سهل بازداشتند.
[١] - ص: معين.
[٢] - ص: معين.