تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٢٤ - باب هشتم در نتايج خواطر وزرا و حكم ايشان
گفتند از مردم كدام فاضلتر است؟ گفت داناتر ايشان.
گفتند عاقلترين مردم كيست! گفت آنكه در امور و عواقب آن نظر كند و پيش از شروع، نيك و بد آنرا بصدق فراست و رويّت پيش خاطر مشخّص گرداند، و از دشمن بهيچ نوع غافل نشود، و فرصت غنيمت شمارد.
گفتند[١] عقل چه نتيجه دهد؟ گفت خلاص از ترس، و شروع ناكردن در قضيّت ناپيدا غور، و اكثار بذكر فنا و قرب اجل.
گفتند كدام خلق نيكوتر؟ گفت تواضع و سخن نرم.
گفتند كدام عبادت نيكوتر؟ گفت وقار در امور و ثبات در طاعت.
گفتند كدام سيرت زيباتر؟ گفت عدل.
گفتند سلامت از آفات بچه حاصل شود؟ گفت آنكه با عقل عجب نياميزد و با علم فجور نباشد و جود از سرف مصون ماند، و صحبت سلطان مشوب ريا نبود.
گفتند هرنيك و بد كه بمردم رسد از قدرست يا از عمل؟ گفت قدر و عمل مانند تن و جانست، تن را بىجان حركت نباشد [٨٦ ر] و روح بىجسد صورت نبندد.
گفتند قدر چيست، و عمل چه؟ گفت قدر علت آنچه خواهد بود.
گفتند چه چيزست بدنيا مانندهتر؟ گفت احلام نايم.
گفتند چه چيزست كه اهل فضل بدان حسد برند و بجاى خود باشد؟
گفت ملك صالح مظفّر.
گفتند خدا كرا دشمنتر دارد؟ گفت فقيه فاجر را.
گفتند كدام بىغم است؟ گفت آنكه باندك راضى شود.
[١] - ح خ ٣١.