تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٢٠ - حكايت
و چون اين سخن به سهل رسيد صعب آمدش، و چند روزى از وظايف ملازمت تقاعد نمود و بمعالجت مشغول گشت. چون بحضرت مامون درآمد ريش او سپيد شده بود. امير المؤمنين پرسيد كه سبب شيب چيست؟ ماجرى شرح داد. مامون فرمود كه بزرگى و افتخار بفضل و محاسن اخلاق است نه به تبييض محاسن و افزونى سنّ، چه بسيار پير بود كه در مقام پيرى از بىتدبيرى از جوانان نوعهد كم آيد:
|
اذا كان فضل النّبى سنّه |
فابليس منه اذا افضل |
|
[٨٣ پ] ندانستهاند كه تقديم زمان بقدم شرف نيست. و هركه بدان استعداد متعرّض صدارت و رياست شود در[١] معرض تماجن باشد. فخر بفضل و طول است نه بفضول و طول، و شرف بشرايف اوصاف و كرايم اخلاق است نه ببزرگىنژاد و افزونى نژاد. شعر:
|
انّ المكارم لاخلاق مطهّرة |
فالعقل اوّلها و الدّين ثانيها |
|
|
و العلم ثالثها و الحلم رابعها |
و الجود خامسها و العرف سادسها |
|
|
و البرّ سابعها و الصّبر ثامنها |
و الشّكر تاسعها و اللّين عاشرها |
|
|
و النفس تعلم انّى لا اصدّقها |
و لست ارشد الا حين اغضيها |
|
|
و العين يعلم فى عينى محدّثها |
ان كان من حزبها او من اعاديها |
|
سهل گفت هرچند چنين است، اما چون حنكت و وقار و ثبات از اصحاب تجارب و پيران روزگارديده بيشتر مشاهده مىافتد، و اين معنى در اذهان اهل جهان مقرّر، نخواستم كه هيچكس انگشت بر حرف من نهد، كه آن موجب نقصان شكوه و هيبت حضرت خلافت باشد. مامون از سهل اين حركت بپسنديد و او را بدين زيركى و حسن ادب[٢] بستود و بخلع و انواع كرامات
[١] - ص: ودر.
[٢] - ص: زيركى حسن و ادب.