تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٠٣ - باب هفتم در احوال وزرا و طرفى از طرف و حكايات ايشان
ديگر بايد كه در معاملت طريق مجاملت سپرد و ابواب برّ و انعام و انواع صلات و اكرام بر خلق مفتوح دارد و در تعظيم و اجلال اهل فضل بواسطت «انّما يعرف ذا الفضل من الناس ذووه» تا بحدى مبالغت نمايد كه از هبوب صباى تربيتش، از رياض علوم، ازهار امانى بشكفد، و ترشّح زلال اقبالش ترشّح نهال افضال باشد؛ و در بسط كفّ احسان و كفّ بسط عدوان، آثار مساعى جميله بتقديم رساند، تا زواهر نجوم دانش بيمن ذاتش درجت استعلا گيرد و طليعت يزك صبح عدل بر لشكر ظلام شب استيلا يابد و از حسن تدبير او اغنام ديات از ذياب بازستاند و آفتاب رخشنده آرايش، آرايش عالميان گردد و سايه هما آسايش، آسايش عالم باشد؛ و بدين واسطت صيت جميل او در بسيط عالم ساير گردد و ساير خلق زبان بدعاى دوام ايّام دولت او داير گردانند. و چون ملك در حلّ و عقد و وجدان [٧٢ ر] و فقد و رتق[١] وفتق و شكر[٢] و شق[٣] و حفظ و رفع و نصب و عزل احوال ممالك گوش بزبان او دارد و صوادر افعال او بتدبير وزير و كفايت او متعلق و منوط است؛ بايد كه از زلّت قدم و عثرت قلم در پناه ثبات[٤] و كفايت و فكر و درايت باشد، تا افعال و اقوال او، موقوف صواب و مربوق فصل خطاب افتد.
|
فاصابة الخلفاء فيما حاولوا |
مقرونة بكفاية الوزراء |
|
هرچه از نيك و بد ظاهر شود بوزير مضاف و منسوب باشد.
|
اذا نسى الامير قضاء حق |
فانّ الذنب فيه للوزير |
|
|
لانّ على الوزير اذا تولّى |
امور الناس تذكير الامير |
|
و درين باب طرفى از طرف احوال و اشعار و حكايات و نكات و طرايف و لطايف وزرا كه جهان فضايل و ماحى بدع اوايل و عالم علم و منبع حلم بودهاند و آثار پسنديده ايشان بر ناصيه ايام زاهر، و صفحات صحف از لآلى ابدار نظم و نثر
[١] - ص: رفق.
[٢] - ص: سكر.
[٣] - ص: تتق( بىنقطه).
[٤] - ص: و ثبات.