ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٩٨ - (٣١٣) سه منش است كه كسى در آنها بهانهيى ندارد
باورش در باره روزى ناقص و كوشش سست باشد از اين جا پند گيرد كه خداى بزرگ در سه حال به جاى او كارش را ساخته و روزى وى را رسانده در حالى كه در هيچ يك از احوال توانايى جستجوى و چارهيى نداشته البته خدا در حالت چهارم نيز او را فراموش نمىكند و روزى او را مىدهد.
نخستين اين احوال در زهدان مادر بود كه وى را در جايگاهى استوار نگاهدارى از سردى و گرمى كرد و رزق داد بعدا او را از آنجا بيرون آورد و از شير مادر روزى داد تا آنكه توانا و برومند گرديد.
بعدا از شير گرفته شد و از دست رنج پدر و مادر او را روزى داده و دل ايشان را بر وى مهربان گردانيد چنان كه در كارها و خوراك و پوشاك او را بر خويشتن برتر دارند. و چون باليده و خردمند گرديد براى زندگى و ارتزاق پى كار رود و چون در تلاش كوتاهى كند به خداى خويش در روزى رسانيدن بد گمان گردد و از بيم تنگى روزى و در آمد بر خود و همسر خويش تنك گيرد چنين بندهيى بد بندهيى باشد».
ترجمه
(٣١٢) مردم سه گروهاند
- امام صادق گفته: «مردم سه گروهاند: دانا، دانش جوى و بىبندوبار، ما دانا هستيم و پيروان ما دانشجويان دانش، و ديگران بىبندوبار. امام موسى ابن جعفر گفته: «مردمان سه گروهاند: تازى، مولى و علج، ما تازى هستيم، دوستان ما موالى يعنى دوستان ما و آنان كه از ما بىزارى مىجويند علجاند. يعنى پست و فرومايهاند. پيامبر اكرم گفته:
«يا دانا باش يا دانشجوى يا دوستار دانايان، گروه چهارم مباش كه به سبب دشمنى آنان نابود گردى».
ترجمه
(٣١٣) سه منش است كه كسى در آنها بهانهيى ندارد
- حسين پور مصعب همدانى گفته: از امام صادق شنيدم كه مىگفت: «سه چيز است كه كسى در آنها بهانهيى ندارد: رسانيدن سپردنى به خداوند آنچه نيكو كار و چه بد كار باشد، وفا به عهد كردن چه مقابل نكوكار و چه بد كار باشد، نيكى رسانيدن به پدر و مادر چه نيكو كار و چه بد كار باشند».