ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١٦٣ - (٤٧٨) امير المؤمنين على را چهار بزرگى بود كه هيچ تازيى آنها را نداشت
ترجمه
(٤٧٧) پيامبر گفت: چهار چيز را براى چهار چيز بد مداريد
- پيامبر گفته: «چهار چيز را بد مداريد كه پناه از چهار درد است: زكام را بد مداريد كه پناه از خوره است، دمل را بد مداريد كه پناه از پيسىست، درد چشم را بد مداريد كه پناه از كورىست، سرفه را بد مداريد كه پناه از زمين گريست».
ترجمه
(٤٧٨) امير المؤمنين على را چهار بزرگى بود كه هيچ تازيى آنها را نداشت
- ابن عباس گفته: على ٧ چهار منقبت داشت كه هيچ تازيى نداشت نخستين كسى بود كه با پيامبر نماز گزارد و در هر سپاه كشى درفش دار او بود. ربيعه جرشى گفته: نزد معاويه با حضور سعد و قاص فاتح ايران نام على به ميان آمد. سعد گفت: ياد على كردى او را چهار بزرگى بود كه هر گاه يكى از آنها را مىداشتم از چنين و چنان دوستتر بود. نام اشتران سرخ موى را برد. يكى گفتار پيامبر در جنگ خيبر كه گفت: فردا درفش را به دست كسى دهم كه خداى و پيامبر وى او را دوست دارند و او نيز خداى و پيامبر او را دوست دارد، ديگر گفتار پيامبر كه گفت به او: تو براى من مانند هارونى هستى براى موسى و گفتار ديگر پيامبر در باره وى كه گفته: هر كه را من سرور هستم على نيز او را سرور است، سعد چهارمين بزرگى را فراموش كرده بود.