ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٣٥ - (٧٧٥) معنى با ايام دشمنى مكنيد تا با شما دشمنى نكنند
ترجمه
(٧٧٥) معنى با ايام دشمنى مكنيد تا با شما دشمنى نكنند
- صقر پور ابى دلف كوفى گفته: چون متوكل خليفه عباسى امام على النقى را در سامره زندانى كرد، من آگاه شدم، خواستم از حال او مطلع كردم. رازقى دربان متوكل دستور داد مرا نزد وى بردند، چون بر او وارد شدم گفت:
اى صقر چه مىخواهى؟. گفتم: خير است. گفت بنشين با خود گفتم من نيز گرفتار شدم و خطا كردم كه اينجا آمدم. چون تنها شد. گفت: در چه حالى؟ و چرا اينجا آمدى؟. ناگزير آمدهيى از حال مولاى خود جويا گردى؟. گفتم: مولاى من حضرت امير المؤمنين است يعنى متوكل. گفت: خاموش باش مولاى تو بر حق است از من مترس. من نيز با تو هم كيش هستم، خداى را ستايش كردم. گفت:
خواهى وى را بنگرى؛ گفتم: آرى گفت بنشين تا پيكى از نزد وى بيرون رود، چندان نشستم تا بيرون رفت. آنگاه به غلام خود گفت: صقر را در آن حجره بر كه آن علوى در آن زندانى است، او را با وى تنها گذار. مرا به آنجا برد. ديدم امام على النقى بر زبر حصيرى نشسته و برابر وى گورى كنده و آماده است سلام گفتم پاسخ داد و گفت: بنشين، نشستم. گفت: چرا آمدى؟ گفتم براى آگاهى از تو، نگاه بدان گور كردم و بگريستم. امام گفت مگرى هنوز تقدير نشده گفتم: از پيامبر روايتى شده كه معنى آن را در نيافتم. گفت كدام است؟ گفتم: پيامبر گفته: روزها را دشمن مداريد تا با شما دشمنى مكنند. اين چه معنى دارد؟.
در پاسخ گفت: روزها ما هستم. شنبه نام پيامبر است، يك شنبه كنايه از عليست. دوشنبه: حسن و حسين است: سهشنبه: على بن حسين و محمد بن على و جعفر بن محمد است، چهارشنبه موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و منم و پنجشنبه: فرزند من: حسن بن على و آدينه: پسر پسرم مىباشد. اوست كه توده حق پرستان را گرد آورى كند، و زمين را پر از دادگرى نمايد پس از آنكه پر از بيداد شده باشد، اين است معنى ايام كه با آنها دشمنى مورزيد تا در جاويدان با شما دشمنى مورزند. بعدا گفت: برخيز و بيرون رو چون در امان نيستى.
صدوق گفته روزها از راه حقيقت به معنى پيشوايان نيست، بلكه همان روزهاى ويژه هفته است ليك پيامبر در اين حديث روزها را كنايه از پيشوايان آورده، چنان كه امام على بن محمد شرح داد.