ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٤ - (٤) منشى از دين دوستى
يا امير المؤمنين تو مىگويى خدا يكى است؟ مردم بدو هجوم آوردند و گفتند: اى اعرابى نمىبينى در اين وقت جاى چنين سؤالى نيست؟ امير المؤمنين گفت او را واگذاريد تا سؤال خود را بپرسد زيرا آنچه را او مىخواهد همانست كه ما براى آن مىجنگيم.
سپس گفت: اى اعرابى معنى اين سخن كه خدا يكىست، داراى چهار معنى است. دو وجه آن بر خداى عز و جل روا نيست و دو وجه آن برايش ثابت است. اما آن دو كه بر او جائز نيست. يكم- آنكه كسى بگويد: يكى است از راه عدد و شمار و اين بر او روا نيست. زيرا آنچه براى آن دومى نباشد در سلسله اعداد داخل نمىشود. از اين جهت است اگر كسى بگويد خدا (سومى از سه تاست) كفر گفته است. دوم- هر گاه كسى بگويد او يكى از مردم است قصدش يكى نوعى است از جنس و اين سخن در حق او جائز نيست، زيرا اين تشبيه و مانند كردن است در صورتى كه پروردگار ما برتر از آن است.
و اما آن دو وجهى كه در خدا ثابت است: يكم- آنكه كسى بگويد: خدا واحديست كه براى او در چيزها مانندى نيست و اين درست است، زيرا پروردگار ما چنين است. دوم- آنكه كسى بگويد: خداى عز و جل احدى المعنى است، مقصود آنكه بيش از معنى واحد نيست، يعنى آنكه او در وجود منقسم نمىشود و ماده و صورت ندارد و نه در عقل و وهم قابل قسمت است، يعنى جنس و فصل ندارد. و اين معنى درست است چون كه پروردگار ما نيز چنان است.
ترجمه
(٢) رها دادن منش موجودى را به منش موعودى
- رسول خدا ٦ گفته: «خوشا به حال كسى كه شهوت حاضرى را براى موعودى كه نديده رها كند». يعنى شهوتى را رها كند به اميد آنكه خدا در آخرت به او پاداش خيرى دهد.
ترجمه
[ (٣) ستم سوار به پياده]
(٣) امام جعفر صادق ٧ گفته: «اگر سوار به پياده بگويد به من راه بده اين گفتار از جور شمرده مىشود». يعنى سواره نبايد مزاحم پياده شود و از راه توانايى زور بگويد.
ترجمه
(٤) منشى از دين دوستى
- امام جعفر صادق ٧ گفته: «از دين دوستى مرد است، دوست داشتن برادران خود را». يعنى اگر مردى دين خود را دوست دارد طبعا برادر دينى خود را نيز دوست دارد.