ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٩٧ - (٣١١) خدا در سه حال به جاى بنده كارهاى وى را پايان مىرساند
ستيزد، نادانسته گويد، و ناياب را جويد. ستمكار را نيز سه نشانه است: برتر از خود را به سركشى ستم كند و زير دست را زور گويد و ياورى ستمكاران كند. فاسق را سه نشانه است: هرگز زبانش با دلش موافق نيست و دلش با كردارش مخالف و آشكارش با نهانش دو تا. گناهكار را نيز سه نشان است:
خيانت ورزد، دروغ گويد، بر خلاف گفته خويش كار كند. مرائى يا خود نما سه نشانه دارد: در نهانى كاهل است و نزد مردم كوشا و زرنگ و در هر كارى در پى ستايش و مدح. و متكبر را سه نشان است: در پى نكوهش كند و در پيش چاپلوسى نمايد و گرفتارى رسيده را سرزنش كند.
اسرافگر را سه نشان است: آنچه شايسته او نيست مىخرد و آنچه مقام او نيست مىپوشد و آنچه در پايه او نيست مىخورد. گرانجان يا تنبل را سه نشان است: به سستى گرايد تا بزهكار گردد و كوتاهى كند تا ناسپاس شود و تضييع كند تا بزهكار گردد. پرت يا غافل را سه نشان است: سهو يا پرتى، بازى، فراموشى. حماد پور عيسى گفته: امام صادق مىگفت: «براى هر يك از اين علامات و نشانهها كه ياد شد اصولىست كه بيش از هزار در است و هزار هزار در، اى حماد در شبانروز جوياى دانش باش و هر گاه خواسته باشى ديدهات بينا گردد و به نيكى جهان و سراى جاويدان رسى آنچه در دست مردم است آز از آن كوتاه كن و خويشتن را در شمار مردگان انكار و خويش را برتر از كسى مپندار و زبان خود را پوشيده دار چنان كه خواسته خود را».
ترجمه
(٣١١) خدا در سه حال به جاى بنده كارهاى وى را پايان مىرساند
- جناب على ٧ گفته: «ميان پندهايى كه لقمان به فرزند خود مىگفته اين است كه به او مىگفته: «اى فرزند آنكه