ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١٠١ - (٣١٨) آنكه عطسه زند سه بار به وى«يرحمكم الله» گويند
توانايى آن را ندارند: همراهى با برادر دينى در توانگرى خويش، انصاف دادن به مردم در باره خود به ياد خدا بر همه حال بودن، غرض از آن ذكر
سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر
نيست بلكه غرض آن است كه اگر به حرامى گرفتار گردى خداى را به ياد آور و از آن درگذر،
اى على در سه چيز بيم ديوانگى ست: زيستن در ميان گورها، با يك پا افزار راه پيمودن، آنكه تنها خسبد،
اى على همنشينى سه تن دل را مىميراند: همنشينى فرومايگان و همنشينى توانگران و همدمى زنان.
اى على سه چيز بر نيروى حافظه بيفزايد و بيمارى را دور سازد: نوشيدن شير، مسواك كردن دندان، فرو خواندن قرآن.
اى على سه كار وسواس آورد: گل خوارى، ناخن به دندان چيدن، ريش را خاپيدن.
اى على ترا از سه منش دور خواهم: رشك و آز و خود پسندى.
اى على سه چيز دل را سخت سازد: گوش دادن به آوازهخوانى. شكار گرفتن، به درگاه شاهان آمدن.
اى على خوشى زندگى در سه چيز است: سراى فراخ و كنيز زيبا و اسب تازى باريك ميان». مؤلف كتاب صدوق گفته:
اسب قباء اسب ميان لاغريست كه در وصف آن: اقب و قبا هر دو به كار رفته چون لفظ فرس كه اسب است مذكر و مؤنث هر دو آمده و در وصف ماده قباء گفته شده.
ترجمه
(٣١٧) سه كس را دعا به لفظ جمع بكار برند
- امام صادق گفته: «براى سه تن دعا را به صيغه جمع بايد به كار برد و اگر چه تك باشند: آنكه عطسه زند (كه فارسى ستوسه گويند) به او گويند:
يرحمكم اللَّه
چون كه ديگرى نيز با اوست كه فرشتگان باشند، آنكه سلام به ديگرى دهد در پاسخ:
السلام عليكم
گويند، آنكه براى تندرستى ديگرى دعا كند گويد:
عافاكم اللَّه
». ترجمه
(٣١٨) آنكه عطسه زند سه بار به وى «يرحمكم اللَّه» گويند
- امام على بن ابى طالب گفته: «سه بار به عطسهكننده
يرحمكم اللَّه
گويند، اگر زياده از آن عطسه كند، آن عطسه حكم باد را دارد». در روايت ديگرى گفته: اگر زياده از سه عطسه شد به وى گويند: خدا ترا تندرستى