ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٢٠ - (٧٦٥) ادامه روايت
ترجمه
(٧٦٥) [ادامه روايت]
مقام ششم- برگزيدن حكمين و جنگ با زاده هند جگر خوار طليق بن طليق بود، اين مرد از روزى كه خدا محمد را ٦ به پيامبرى برانگيخت با خدا و پيامبر و گروندگان ستيزه مىكرد تا شهر مكه به زور شمشير مسلمانان گشوده شد. در همان روز و سه جاى ديگر از خود پدر وى ابو سفيان براى من بيعت دريافت شد، ديروز گذشته نخستين كسى كه به عنوان امير المؤمنين بر من سلام كرد، و پدرش مرا به دريافت حق خود از خلفاء گذشته ترغيب مىكرد و هر وقت نزد من مىآمد بيعت خود را تازه مىكرد از همه عجيبتر چون معاويه ديد خدا حق مرا به من برگردانيد و معاويه به اميد آن كه خليفه چهارم شود در كار من رخنه كند به عمرو عاص روى آورد و از او دلجويى كرد تا دعوت او را پذيرفت، معاويه نيز كشور مصر را بدو بخشيد در صورتى كه بر او حرام است پيش از بخش كردن خراج مصر درمى از آن را تصرف كند و بر معاويه نيز حرام است بيش از رسد خود درمى به وى دهد. آنگاه كشور اسلامى را به باد ستم گرفت. هر كه با وى بيعت كرد او را بر كشيد و هر كه سرپيچى كرد او را خوار كرد با عهد شكسته به من متوجه شد و به يغماگرى شهرستانهاى اسلام پرداخت از خاور و باختر و وختر و خشتر را غارت كرد و گزارش آن را يافتهام.
تا آنكه مغيرة بن شعبه كور ثقفى به من پيشنهاد كرد كه معاويه را به فرماندارى شهرهايى