ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١٥٠ - (٤٤٩) مردمان در قضا و قدر سه گروهاند
آزمايشهاى خود آزار دهد به بانگ و فرياد پردازد آشكار خدا ترسانهيى دارد درون او از پرهيز تهىست و هميشه مردمان را پند و اندرز مىدهد. خدا كمر وى را بشكناد و بينى وى را ببراد. و اما سركش و ظاهر فريب هميشه بر همكاران خود پيشدستى كند و صدر نشيند و بانگ و فرياد در اندازد و در پيش توانگران فروتنى نمايد و خويشتن خرد گيرد از شيرينى ايشان همى خورد و دين خويش را براى گذران جهان همى فروشد، خدا ديدهاش را كور كناد و از گروه دانايان ريشهاش را بر كناد، و اما نشانه آنكه دانش را دريافته و خردمند است ظاهرى گرفته و اندوهناك است در تيرگى شب به پرستش خدا مىپردازد در شب سرپوش خود را در نزد خدا خم كند و بيمناك باشد از هر كه بيمناك و گريزان است جز از برادران خود كه با ايشان خوى گرفته، خدا از اين سبب او را پاينده بدارد و در روز رستخيز رهاييش دهاد».
ترجمه
(٤٤٨) هر كه با سه كس ستيزد خوار گردد
- امام صادق گفته: «هر كه با سه كس ستيزد خوار گردد: پدر و فرمان روا، بستانكار».
ترجمه
(٤٤٩) مردمان در قضا و قدر سه گروهاند
- امام صادق گفته: «مردمان در قضا و قدر سه گروهاند: گروهى كه اعتقاد دارند خدا مردمان را به گناه وامىدارد. چنين كسى يا كسانى در حكم خود كافراند. و گروهى كه عقيده دارند خدا كار را به مردمان برگزار كرده و در افعال و اعمال ايشان كارى ندارد، چنين كسانى توانايى و قدرت خداى را از او دور و ناقص دانسته و كافراند، گروهى كه گويند: خداى به اندازه توانايى بندگان خود ايشان را تكليف كرده و بدان چه توانايى آن را ندارند تحميل نكرده چون كار نيك كنند خداى را ستايش نمايند و از كار بد آمرزش خواهند چنين كسان مسلماناناند تحقيقا».