ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٧٦ - (٢٥٤) در نيكى به برادران و كوشش در انجام نياز ايشان سه منش است
سرگذشت خويش مرا حديث كن تا گواه اين گروه باشى. گفت: اى فرستاده خدا چون بدان وادى در آمدم اين سه تن را يافتم كه بر اشتراناند و بانگ بر من زدند كه كيستى؟ گفتم: على پسر عم فرستاده خداى، گفتند:
ما فرستاده خداى را نمىشناسيم كشتن تو يا محمد نزد ما يكسان است، آنگاه اين كشته بر من تك آورد و زد و خوردى روى داد ناگاه باد سرخى وزيدن گرفت كه در آن آواز ترا مىشنيدم كه مىگفتى يقه زرهش را براى تو بريدم به شانه وى زن، زدم كارگر نشد باد سياهى وزيدن گرفت آواز ترا شنيدم كه مىگفتى زرهش را بالا زدم ضربتى برانش زدم و آن را بريدم و به زمين افكنده سرش را بر گرفتم.
سپس اين دو تن گفتند چنان شنيدهايم كه محمد يار مهربان با درگذشتىست، ما را بر او بر و در كشتن ما مشتاب، اين يار كشته ما با هزار مرد برابر بود. پيامبر گفت: نخستين آواز جبرئيل بود، دومين از آن ميكائيل، پس به يكى از آن دو گفت: بگوى لا اله الا اللَّه و گواهى ده من فرستاده اويم آن مرد گفت: به دوش كشيدن كوه ابى قبيس نزد من، آسانتر است از گفتن اين سخن، پيامبر گفت:
گردن وى را بزن ديگرى را پيش آوردند گفت آنچه گفتم بگوى او در پاسخ پيامبر گفت: مرا نيز به يار خود بپيوند، على خواست تا گردن وى زند، جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و گفت: خدا ترا درود مىفرستد و گويد او را مكش چون در قوم خود خوش خوى و جوانمرد است. در زير شمشير پرسيد اين سخن فرستاده خداى توست؟ پيامبر گفت: آرى، آن مرد گفت به خدا سوگند براى برادران خود مالك درمى نبودم و هيچ گاه در نبرد نگريختم، اكنون گواهى مىدهم كه خداى يكىست و تو فرستاده وى.
پيامبر گفت: اين مرديست كه خوشخويى و جوانمردى او را به بهشت كشانيد.
ترجمه
(٢٥٤) در نيكى به برادران و كوشش در انجام نياز ايشان سه منش است
- امام صادق گفته: «بهترين شما دهشكنندگان شماست و بدترين شما بخيلاناند، از كارهاى شايسته خوبى با برادران و كوشش در نيازهاى ايشان است. اين گونه كارها ديو را خوار و آدمى را از دوزخ دور مىكند و به بهشت مىراند، اى جميل اين سخن را براى بزرگان از ياران خود بازگوى نما. گفتم: برخى شما