ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١٢٤ - (٣٨٦) در به سه منش است
ترجمه
(٣٨٥) نخستين كسانى كه قرعه برايشان افكنده شد سه تناند
- امام محمد باقر گفته:
«نخستين كسى كه قرعه بر او افكنده شد: مريم دخت عمران بود، چنان كه خدا در قرآن گفته: «اى پيامبر تو پيش ايشان نبودى آنگاه كه قلمهاى خويش در آب افكندند تا كدامين سرپرستى مريم را به عهده گيرند، سهام اين قرعه شش بود. آنگاه در باره يونس پيامبر قرعه كشيدند تا سه بار بنام وى برآمد. او پيش كشتى درآمد ناگهان ماهى دهان گشادهيى بود، يونس خويشتن در دهان آن درافكند.
بعد از ايشان عبد المطلب است كه خدا بدو نه پسر داد، او نذر كرد هر گاه خدا به او فرزند نرينهيى دهد دهمين را قربانى كند. چون دهمين را داد از كشتن وى پشيمان بود، از اين جهت ده اشتر بياورد و ميان آنها و عبد اللَّه كه دهمين باشد قرعه افكند باز بنام عبد اللَّه برآمد. او بر ده همى افزود تا به صد اشتر رسيد، اين بار قرعه بنام صد اشتر افتاد عبد المطلب گفت: اى خدا به انصاف رفتار نكردم، هر گاه به قرعه نخستين بسنده كنم تا سه بار قرعه را تكرار كرد تا به صد اشتر براى خدا قربانى كرده گفت: اكنون دانستم كه پروردگار من بدين خشنود شد»
ترجمه
(٣٨٦) در به سه منش است
- شهاب پور عبد ربه گفته: از امام صادق شنيدم كه گفت:
زبير پيش پيامبر آمد و بهى در دست داشت پيامبر گفت: اين چيست در دست تو؟. گفت: بهىست.
پيامبر گفت: اى زبير به خور كه در آن سه منش است. پرسيد آنها كدام است؟. گفت: دل را گرم كند و تنگ چشم را جوانمرد سازد و ترسو را دلاور كند». صدوق مؤلف كتاب گفته: از پير خود محمد بن الحسن شنيدم روايت مىكرد از امام صادق كه مىگفته: زبير از ما بود تا فرزندش عبد اللَّه بزرگ شد و او را از ما بگردانيد».