ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢١٩ - (٥٩٢) گريهكنندگان پنج تن بودند
ترجمه
(٥٩٢) گريهكنندگان پنج تن بودند
- امام صادق گفته: پنج تن بسيار مىگريستند:
آدم، يعقوب و يوسف و فاطمه دخت پيامبر و على بن الحسين. آدم براى دورى از بهشت چندان گريستى كه سرشك وى بر گونهاش چون جويى گشته بود. يعقوب براى يوسف چندان گريست كه به وى گفتند تو چندان در ياد يوسف هستى كه از گريه نابود گردى. يوسف از دورى يعقوب چندان در زندان گريست كه زندانيان به وى گفتند يا شب گريه كن يا روز. زيرا ما را ناراحت مىكنى پذيرفت شبانه روزى يك بار بگريد. فاطمه براى پيامبر چندان گريست كه مردم مدينه از دست او ناراحت شدند. از اين جهت وى روزها از شهر بيرون مىرفت و به گورستان شهيدان و آنجا مىگريست، على بن الحسين بيست يا چهل سال بر پدرش حسين مىگريست، هر چه مىخواست بخورد يا بياشامد مىگريست. تا آنجا كه بندهاش وى را از گريستن بسيار ترسانيد؛ در جواب گفت: به خدا شكوه مىكنم، من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد، هيچ گاه فرزندان فاطمه را ياد نمىآورم مگر آنكه مرا گريه مىگيرد