ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٢٣ - (٥٩٦) مؤمن در موجهاى پنج روشنى مىغلتد
راه و رسم على با آنان كه در نبرد جمل و صفين بر وى شوريدند همان راه و رسم پيامبر بود كه با مردم مكه در گشودن مكه واقع شد. چون پيامبر در فتح مكه اولاد ايشان را اسير نساخت و دستور داد كه هر كه در سراى خود نشست و ابزار جنگ را افكند در امان است. هر كه در سراى ابى سفيان پدر معاويه رفت نيز در امان است. على نيز روز جنگ جمل در بصره فرمان داد: اولاد شوريان را اسير مسازند و زخم داران آنان را مكشند و گريختگان ايشان را پى مكنند. هر كه در سراى خود نشست و سلاح خود را افكند در امان است.
و اما شمشيرى كه در غلاف است، آن شمشيريست كه با آن قصاص مىكنند. در قرآن گفته:
شخصى را به شخصى قصاص كنيد؛ اين شمشير براى خون خواهان كشته شده اما داورى آن با ماست.
اين است شمشيرهايى كه خدا پيامبر خود را با آنها برانگيخت، آنكه آنها را باور ندارد و احكام آنها را مسلم ندارد كافر گردد.
ترجمه
(٥٩٥) شرطهاى دوستى پنج است
- امام صادق گفته: «دوستى شرطهايى دارد، هر كه آنها را ندارد وى را دوست درست مدان و هر كه هيچ يك از آنها را ندارد، هيچ پايهيى از دوستى و يارى را ندارد. يكم- آنكه نهان و آشكار وى براى تو يكسان باشد. دوم- آنكه نيك- نامى ترا نيكنامى خويش داند، و بدى ترا بدى خود. سوم- آنكه هر گاه به مقام و پايهيى رسيد خود را گم مكند بلكه در دوستى همان باشد كه بود. چهارم- آنچه در توانايى اوست براى رفع نياز تو دريغ مدارد. چهارم- در پستى و بلندى روزگار ترا به حال خود مگذارد بلكه تا آنجايى كه ممكن باشد از تو دستگيرى كند.
ترجمه
(٥٩٦) مؤمن در موجهاى پنج روشنى مىغلتد
- امام على بن ابى طالب گفته: «مؤمن در موجهاى پنج روشنى مىغلتد: در آمد نگاهش نور است. جاى بيرونشدنش نور است، دانش وى