ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٠١ - (٥٦٤) چهار تن پادشاهى روى زمين يافتند
كرده كه پيامبر گفت: «خدا به من فرمان داد چهار تن را دوست بدارم پرسيديم ايشان كيانند؟ و نام ايشان چيست؟؛ گفت: «على؛ سلمان؛ ابو ذر؛ مقداد؛ خدا به من گفته: اينان را دوست بدارم؛ و خبر داده كه او نيز ايشان را دوست دارد، در روايت ديگر ابو بريده چنين است كه پيامبر گفته:
خداى عز و جل به من فرمان داده چهار تن را دوست بدارم، پرسيديم چه كسانى هستند؟ آرزو داريم، آنان باشيم. گفت: على از ايشان است و خاموش شد سپس گفت از آنان است على و ابو ذر و سلمان فارسى و مقداد پور اسود كندى».
ترجمه
(٥٦٢) نخستين كسانى كه به بهشت در آيند
- امام على بن ابى طالب گفت: به پيامبر از رشكبران بر خود گله كردم. گفت اى على خشنود نيستى نخستين كسى كه به بهشت درآيند من و تو و فرزندان ما در پس ما و پيروان ما از راست و چپ درآيند؟.
ترجمه
(٥٦٣) چهار چيز است كه در هر كه باشد منافق است
- پيامبر گفته: «چهار منش است كه در هر كه باشد منافق است، و اگر كسى يكى از آنها در او باشد منافق است مگر آنكه آن صفت را ترك كند: آنكه هر گاه سخن گويد دروغ گويد، هر گاه وعده دهد خلف كند و هر گاه پيمان كند بشكند و هر گاه نبرد كند نابكارى و هرزگى ورزد».
ترجمه
(٥٦٤) چهار تن پادشاهى روى زمين يافتند
- دو مؤمن و دو كافر- امام صادق گفته:
«چهار تن بر همه زمين فرمانروايى يافتند؛ دو گراينده و دو انبازگيرنده؛ دو مؤمن: سليمان پور داود و ذو القرنين بودند؛ و دو كافر: نمرود و بخت نصر نام، نام ذو القرنين عبد اللَّه بن ضحاك- بن سعد بود».