ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٥٢ - (١٩١) دو جهان چون دو كفه ترازوست
ترجمه
(١٩١) دو جهان چون دو كفه ترازوست
. زهرى گفته: از امام على بن الحسين شنيدم كه مىگفت: كسى كه دلش به اميدواريهاى خدا آرام نگردد جانش از افسوسهاى جهان بريده گردد، به خدا سوگند دو جهان چون دو كفه ترازوست. هر كدام گران شد ديگر سبك و خوار گردد. سپس گفت: چون روز رستخيز پديد آيد و آن دور از گزاف است. خداى دشمنان را به آتش كشاند و دوستان را به بهشت راند. بعدا به تنى از حاضران انجمن گفت: از خداى پرهيز و در جستجو و تكاپوى جهان آرام گير و چيزى كه نيافريدهاند مجوى آن كس كه جوياى ناآفريده است رنج بيند و جانش از افسوس بند آيد.
سپس گفت: چگونه ربايد آنچه را كه نيافريدهاند؟ آن مرد گفت: چگونه است كه انسان چيزى را بجويد كه نيافريدهاند. گفت: آنكه در جهان در تكاپوى توانگرى و فراخى روزيست. و مقصد وى از دست آوردن آن اينست كه به سبب آن آسايش يابد در حالى كه آسايش را براى جهانيان نيافريدهاند و اينان بيهوده مىدوند. آسايش در بهشت و براى بهشتيان آفريده شده، براى جهانيان در جهان رنج و اندوه آفريدهاند. كسى نباشد كه از جهانى بدو چيزى دهند كه نه آز ورزد. آنكه از جهان بيشتر دارد نيازمندتر است. زيرا براى نگاهدارى خواستههايش نيازمند به ديگران است و همه ابزار زندگى نيازمنديست، آسايش در خواسته جهان نيست اما ديو فرزند آدمى را به بوك و مگر افكند كه آسايش در گرد كردن خواسته است او نيز فريب خورده پى جهان و خواسته آن رود، چون در ديگر جهان فرا شمار كشند فرو ماند، آنگاه گفت: هرگز دوستان خداى در جهان رنج نبرند بلكه در جهان براى آخرت كوشا باشند. هر كس در جهان براى روزى اندوه خورد گناهى بر او نگارند. مسيح پيامبر به ياران خويش گفتى: جهان پلى است از آن بگذريد و آن را آبادان مگردانيد.