ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٤١ - (٧٨٢) على هفت سال پيش از مردمان نماز گزارد
برخى از فرشتگان خدا چنان است كه هفتصد سال راه مسافت ميان دو شانه يا مسافت پره گوشش است برخى از آنان با يكى از بالهاى خود مىتواند همه افق را بپوشاند به اضافه از بزرگى حجمش، برخى از آنان به اندازهيى بلند هستند كه آسمانها تا زير ناف ايشان است. برخى از ايشان بدون پايگاه قدم در ژرف هواى زيرين زمين نهاده و همه زمينها تا زانوى اوست برخى از آنان هست كه اگر همه درياها را به پشت ناخن بزرگش بريزند جا مىدهد، برخى هستند كه هر گاه كشتيها را در سرشك چشمش بيندازند تا ابد سير مىكنند.
از حجابها پرسيدند على در جواب گفت: حجابها هفت است، ستبرى هر حجابى پانصد سال راه است و ميان هر دو حجاب پانصد سال، حجاب دوم هفتاد هزار حجاب است كه ميان هر دو حجاب پانصد سال است و در ازاى آن پانصد سال. دربانان هر حجاب هفتاد هزار فرشتهاند كه هر كدام نيروى همه پرى و آدمى را دارند، برخى از آن حجابها تاريكىست، برخى نور است، برخى آتش است، برخى دود است، برخى ابر است، برخى برق است، برخى رعد است، برخى روشنىست، برخى ريگ است، برخى كوه است، برخى غبار است، برخى آب است، برخى نهرهاست آنها حجابهاى گوناگوناند ستبرى هر حجابى هفتاد هزار سال است.
آنگاه سرا پردههاى جلال است كه شصت سرا پردهاند و در هر سراپرده هفتاد هزار فرشته است ميان هر سراپرده تا سراپرده ديگر فاصله پانصد سال است. بعدا سراپرده ارجمنديست، سپس سراپرده كبرياء بعدا سراپرده عظمت است، سپس سراپرده قدس سپس سراپرده جبروت سپس سراپرده فخر آنگاه سراپرده نور سفيد، سپس سراپرده يگانگى كه هفتاد هزار سال در هفتاد هزار سال است سپس حجاب اعلىست. على در اين جا خاموش شد. عمر به وى گفت: اى ابا الحسن مباد بىتو روزى زنده باشم.
صدوق مؤلف كتاب گفته: اين پردهها را بر ذات حق نزدهاند، خدا بالاتر از آنست كه زير پرده باشد، چون خداى را مكانى نيست. اين پردهها را بالاى آفرينش بزرگ وى زده است كه خدا كسى اندازه آن را نداند.
ترجمه
(٧٨٢) على هفت سال پيش از مردمان نماز گزارد
- عباد پور عبد اللَّه از على ع روايت كرده كه گفت: من بنده خدا و برادر پيامبرم من صديق اكبرم، كسى پس از من ادعاى اين مقام نكند مگر آنكه دروغ گوى باشد، من هفت سال پيش از مردمان نماز گزاردم.