ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٨٠ - (٧١٨) هفت تن در زير عرش خدا باشند
از گور بيرون آيى، تو نخستين كسى هستى كه با من بر صراط بايستى، تو نخستين كسى هستى كه با من جامه بزرگى پوشى و چون زنده شوم زنده شوى، تو نخستين كسى هستى كه با من در بهشت باشى، تو نخستين كسى هستى كه با من از باده سر بسته مىنوشى.
ترجمه
(٧١٧) پيامبر هفت بار گفت خوشا كسى كه نديده به من گرود
- ابو أمامه گفته: پيامبر گفت: خرما كسى كه مرا نديده و به من گرويد، بعدا هفت بار گفت: خوشا كسى كه مرا نديده به من گرويد.
ترجمه
(٧١٨) هفت تن در زير عرش خدا باشند
- پيامبر گفت: هفت تن را خدا در قيامت زير سايه عرش جاى دهد. آن روز كه جز سايه او سايهايى نباشد: پيشواى دادگر، جوانى كه در بندگى خدا بزرگ شده، آنكه چون از مسجد در آيد هوس بازگشتن به مسجد داشته باشد، دو تن كه براى خدا با هم گرد آمدند و در آن بسر بردند تا از يك ديگر جدا شدند، آنكه در تنهايى به ياد خدا باشد و از بيم خدا ديدگانش سرشك بارد، مردى كه زن زيبايى خانوادهدار او را به خويشتن خواند و او نپذيرد و گويد: من از خداى همى ترسم. آنكه در راه خدا صدقه دهد چنان كه دست چپ وى از راست آگاه نگردد. در روايت ديگر به همين مضمون از پيامبر رسيده ليك با اختلاف ترتيب، به جاى دو مرد، گفته: مردى كه برادر مؤمن خود را ببيند و گويد: ترا براى خدا دوست دارم.