علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٩٤ - ٢ دنيا دوستى
زمينىو شهوات ناسوتى چون شهوت جنسى، شهوت مالى، شهوت مقالى و شهوت شهرت در خود دارد و غذايش نيز در ميان نعم مادى وجود دارد. اين اميالو شهوات، چه بسيار به جنبش مىآيند و اندكاندك شعلهور مىشوند و باعثطغيان نفس مىگردند؛ تا آنجا كه پرده غفلت را بر چشم دل مىنهند تا ازتوجهالاهى باز بمانند. ابوطالب مكى مىگويد: «رغبت به هواى نفس، حقيقتدنياست.»[١]
فَأَمَّا مَنْ طَغَى* وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا* فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى؛[٢] اما هر كهطغيان كرد و زندگى پست دنيا را برگزيد، پس جايگاه او همان آتشاست.
همه آغازگران سلوك، بلكه متوسطان و حتى منتهيان، هماره در خطر ابتلا به جنبش طغيانگرايانه نفس هستند كه قلبشان را به خود مشغول ساخته، از توجه به بارگاه قدس ربوبى باز بدارد. آنان بر پايه آموزههاى وحيانى، به اين باور رسيدهاند كه خردلى از دوستى دنيا، صراط سلوك را بىبنيان مىسازد و مانع عظيمى براى وصول به لقاى الاهى و قرب ربوبى مىشود. خداى سبحان در شب معراج به نبى اكرم ٦ فرمود:
اى احمد! اگر بندهاى نماز و روزه تمامى آسمانيان و زمينيان را به جا آورد ... سپس در دل او ذرهاى از محبتّ دنيا ... را ببينم، هرگز او را در خانهام جاى نخواهم داد.[٣]
عارفان براى نجات از درد دنيادوستى، دو گام علمى و عملى برداشتهاند؛ نخست اينكه، برخلاف منطق پيشگامان معصوم، مانند اميرمؤمنان على (ع) كه فرمود:
[١] - ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ١، ص ٤٦٩.
[٢] - نازعات( ٧٩): ٣٩- ٣٧.
[٣] - حسن ديلمى، إرشاد القلوب، ج ١، ص ٣٨٢.