علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٦٨ - ١ منشأ و خاستگاه
طوسى و محمدمهدى نراقى كوشيدهاند تا محتواى اين ميراث را كاملا الاهى ساخته، بر عقلانيت مكتب ارسطو پرتو وحيانى بتابانند و با اين نگاه، به آن مكتب ژرفا ببخشند و آن را شكوفا سازند و حتى در برخى مسائل، مانند چيستى سعادت تغيير ايجاد كنند.
اين در حالى است كه علم سلوك- به ديده بسيارى از محققان- مانند ماسينيون و پل نويا پديدهاى اسلامى است كه منشأ اصلى آن تنها آيين اسلام است و دقايق آن از بذرهاى نوشكفته اسلام به بار آمده است.[١] ساختار نظاممند آن، ثمره تعامل و ميوه تلاقى تجربه عرفانى و داده دينى است؛ حتى زبان عرفان نيز مديون فرهنگ واژگانى دين است. به گفته جنيد، علم ما به كتاب و سنت مقيد است.[٢] از اينرو بزرگانى چون ابونصر سراج در اللمع و خواجه عبدالله انصارى در منازل السائرين كوشيدند تا هنگام ترسيم احوال و مقامات سلوكى، هر يك از منازل را بر پايه آيات قرآنى، سنن نبوى و تجربيات عارفان تفسير كنند. بنابراين نبايد به پندار برخى پژوهشگران، مبنى بر برگرفتگى علم سلوك از آداب و رسوم مسيحى يا اصول و آيين بودايى يا تفكر نوافلاطونى، مانند حوزه فلوطين اعتنا كرد؛ هرچند بايد اذعان داشت رهبران علم سلوك در سير تحول خود با تعاليم مكاتب يادشده آشنا گشته در اين آشنايى مقتدرانه و فعالانه برخورد كردهاند و تعاليم آنها را با چشم دين به نقد و بررسى كشانده و آگاهانه به جذب و دفع آن تعاليم پرداختهاند كه تعاليم جذبشده و برگزيده، مايه تشابه برخى آيين سلوكى عارفان مسلمان با آيين سلوكى مكاتب فوق شده است كه چنين تشابهى به اصالت علم سلوك لطمهاى نمىزند.
[١] - بنگريد به: پل نويا، تفسير قرآنى و زبان عرفانى، ص ١٠؛ خليل الجر، تاريخ فلسفه در جهان اسلام، ج ١، ص ٢٤٢؛ عبدالحسين زرينكوب، ارزش ميراث صوفيه، ص ١٣.
[٢] - ابوالقاسم قشيرى، رساله قشيريه، ص ٥٢.