علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٠١ - ٣ قوانين ابلاغى مولاى هستى
٣. قوانين ابلاغى مولاى هستى
اين خصيصه بر ولايت تشريعى تكيه دارد؛ ولايت تشريعى يا همان ولايت بر نظام تشريع و تقنين، ولايت فراگير مولاى هستى بر تمامى موجودات مكلّف است كه قابليت خطاب تكليفى دارند؛ به اينگونه با جعل قوانين و رسم احكام- چه در احكام تكليفى، مانند وجوب و حرمت و چه در احكام وضعى، مانند صحت و بطلان- به تدبير اعمال و رفتار آن مكلفان برمىآيد تا آنان را از صراط حجيم نجات دهد و در مسير زندگى هدايت كند و به كمال و سعادت برساند.[١]
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنْ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ؛[٢] خداوند سرور كسانى است كه ايمان آوردهاند، آنان را از تاريكىها به سوى روشنايى به در مىبرد.
يكى از اين روشنايىها تبيين تشريع است.
كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنْ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بإِذْنِ رَبِّهمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛[٣] كتابى است كه آن را به سوى تو فرود آورديم تا مردم را به اذن پروردگارشان، از تاريكىها به سوى روشنايى بيرون آورى، به سوى راه آن شكستناپذير ستوده.
براين اساس، اگر بنده واقعاً بنده باشد، بايد قوانين ترسيمى و اوامر تكليفى مولاى هستى را حلقه گوش خود كند و اراده تكليفى خود را با اراده تشريعى آن مولا هماهنگ و همسو كند و به زيبايى هرچه تمامتر، آنها را به انجام رساند و با اراده انجام امور زشت، از آن اراده هدايتگرايانه مولا تخطى نكند؛ از اينرو پيشتر گفتيم: «شريعت آيين بندگى است.» بر اين اساس عارفان گفتهاند:
[١] - سيد محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج ١٨، ص ٢٥.
[٢] - بقره( ٢): ٢٥٧.
[٣] - ابراهيم( ١٤): ١.