علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٩٤ - ٢ تدبير ربوبى مولاى هستى
صفت عبوديت آن است كه براى خويش ملكى نبينى و بدانى كه به راستى تو نفع و ضررى به خود نمىرسانى.[١]
ابوعبدالرحمن سلمى از زبان يكى از عارفان سترگ مىنويسد:
عبد كسى است كه براى خويشتن ملك و حكمى نبينى؛ بلكه تمامى املاك و آنچه در دايره افلاك است را از آن سيد و مولاى خويش ببينى. نشانه صدق عبوديت، اظهار رسم بندگى است و آن شكستگى، تذلّل، مسكنت و خضوع (در برابر مولاى هستى) است.[٢]
٢. تدبير ربوبى مولاى هستى
خداى سبحان مالك جهان هستى است و نقش عظيم ربوبيت، پروردگارى و تدبير و اداره امور جهان و جهانيان را برعهده دارد و اسباب و مسببات را در نظام آفرينش تنظيم مىكند؛ مانند پرورش كمالى، تربيت رفتارى، نعمترسانى، صورتدهى، ايمنبخشى، حياتآفرينى، يارىدهى، نقصزدايى، تقديررسانى و تصدير احكام. بنابراين او ربّالعالمين است.
بر اين اساس «ربّ، مالك آفريدههايى است كه امور آنان را تدبير و جهت تدبير در آنها تصرف مىكند».[٣] همانگونه كه مولا مالك آفريدههايى است كه امور آنان را از نزديك و در وجه خاص آنان كه موطن رابطه مستقيم و بىواسطه خداى سبحان با آفريدههاست، تدبير مىكند و در همان موطن در آنان تصرف مىكند. پس مولا اخص از ربّ و ربّ اخص از مالك است.
ولايت حقيقى از حيث تدبير، به دو قسم ولايت تكوينى و تشريعى تقسيم مىشود. ولايت تشريعى را در بحث قوانين ابلاغى مولاى هستى تعريف خواهيم
[١] - ابوعبدالرحمن سلمى، طبقات الصوفية، ص ٦١.
[٢] - همو، حقائق التفسير، ج ٢، ص ١٨٦.
[٣] - سيد محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج ١٤، ص ١٧٠؛ ج ١٥، ص ٥٧.