علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣١٠ - ٢ مراقبه
مراقبه مراعات سرّ باشد، به جهت ملاحظه حق سبحانه، در هر آن و سخنى.[١]
ابوحامد غزالى در المقصد الاقصى مىنويسد:
حظّ و بهره بنده از اسم رقيب آن است كه بداند، خداى سبحان در هر حالى رقيب و شاهد اوست.[٢]
نشانه اين حكومت و فعليت، وجود جمعيت و نبود تفرقه در دل است؛ البته سالك نخست بايد اين تكرار توجه را در قالب تصوّرى و علمى انجام دهد؛ بدين معنا كه در ذهن، هماره بر اين تصور باشد كه گويى خدا او را مىبيند[٣] تا از اندكاندك اين معرفت حصولى توان بگيرد و بر اعماق قلب تأثير بگذارد و به صورت احساس واقعى درآيد. سپس به يقين راسخ، حضور رقيبانه خدا را دريابد؛ بلكه پيشتر رفته، آن حضور را ذوق وجدانى كند. سپس در اوج يافتِ حضورى به مرز شهود قلبى برسد و خدا را حاضر و ناظر ببيند. امام حسين (ع) در دعاى عرفه، خداى رقيب را چنين مىخواند:
عميت عين لاتراك عليها رقيباً ... كيف تخفي و أنت الظاهر ام كيف تغيب و أنت الرقيب الحاضر
؛[٤] كور باد چشمى كه تو را ديدبان خود نبيند ...؛ چگونه پنهانى درحالىكه آشكارى يا چگونه غايبى درحالىكه تو ديدبانى.
[١] -« المراقبة مراعاة السرّ لملاحظة الحق فى كل لحظة و لفظة.»( ابوحفص عمر بن محمد سهروردى، عوارف المعارف، ص ٢٧٩.)
[٢] - محسن فيض كاشانى، علم اليقين، ج ١، ص ١٩٠.
[٣] - ابوقحافه- از اصحاب علوى رسول اكرم٦- گفته است:« مراقب خدا باش، گويى او را مى بينى.»( احمد بن على طبرسى، الإحتجاج، ج ١، ٨٧.)
[٤] - عباس قمى، مفاتيح الجنان، ص ٤٥٤- ٤٥١.