علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٣٠ - حشر حبى و عشقى با خداى معشوق
دادند، آهستهآهسته خود را به اين اخلاقهاى خداوندى آراسته ساختند و مناسبات ميان خود و خدا را بيشتر و بيشتر كردند، خداى سبحان از سر محبت و عشق، دلهايشان را صحنه تجلى جمال خويش مىكند و ايشان را از نفحات الطاف خويش بهرهمند مىسازد[١] و لحظهلحظه پرده از جمال خويش بر مىكشد و با اين شيوه شهرآشوبى، عاشق را مست و ديوانه جمال خويش مىكند تا رسم تعاشق و تحابب را به بهترين شكل به نمايش گذارد و سرّ و راز «يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ؛[٢] گروهى كه خدا آنان را دوست دارد و آنان نيز خدا را دوست دارند» را بنماياند.
اين عاشقان، چنين تجلياتى را در آغاز بهگونه زودگذر و به صورت احساس شهود و پس از ترفيع مقام و استقرار منزلگاه، بهگونه شهود حقيقى درمىيابند؛ نشانه اين دريافت، تأثر و انفعال قلبى است كه مايه ابتهاج، سرور و لذت شادمانهمىباشد.
اين دريافت شهودى ابتهاجآميز در سلسله مراتب روحى عشّاق، نخست با تجلى جمال افعالى، سپس با تجلى جمال صفاتى و آنگاه با تجلى جمال ذاتى رخ مىدهد كه تجلى جمال افعالى در ملاحظه نفسى سالكان، تجلى صفاتى در مكاشفه قلبى مقربان و تجلى ذاتى در مشاهده روحى صديقان رخ مىنماياند؛[٣] براى مثال، شهود اسم رزّاق- بهعنوان جمال افعالى- در دلِ كمك آدمى به يك بينواى درمانده تجلى كرده است و عاشق از اين مشاهده لذت مىبرد؛ شهود اسم ودود- بهعنوان جمال صفاتى- در بطن عشقورزىهاى مادر تجلى كرده است و عاشق از اين شهود مبتهج مىگردد و نيز شهود اسم نور- بهعنوان جمال ذاتى- در جهان پهناور هستى جلوه كرده است؛ بهگونهاى كه عاشق، هستى را تنها نور
[١] - بنگريد به: سيد على همدانى، مشارب الأذواق، ص ٣٩ و ٤٠.
[٢] - مائده( ٥): ٥٤.
[٣] - بنگريد به: سيد على همدانى، مشارب الاذواق، ص ٤٠.