علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٤٠ - ٩ رضا
٩. رضا
رضا بهعنوان برترين درجه يقين[١] در ادبيات دين و عرفان، به معناى سرور شادمانه دل به قضاى حكيمانه خداوند است؛ بهگونهاى كه مؤمن سالك، همه امورى را كه به قضاى حتمى خداى سبحان در بستر زندگى وى هويدا مىگردد، با آرامشى خوشايند و سكونى پسنديده بپذيرد و به حكم و قضاى خداوند تن دهد و بر آن حكم- اگرچه بر وى ناگوار باشد- خشم نگيرد و اعتراض نكند تا در زمره داناترين بندگان به خداى سبحان جاى گيرد.
امام صادق (ع) فرمود: «حقيقتاً داناترين مردم به خدا راضىترين آنان بهقضاى خدا است.»[٢] ايشان در تعريف رضا فرمودند: «صفت رضا، خشنودى بهامور خوشايند و ناخوشايند است كه معناى رضا، سرور دل است.»[٣] رسولاكرم ٦ از جبرئيل پرسيد: تفسير رضا چيست؟ او در پاسخ گفت: «راضى كسى است كه بر مولايش خشم نگيرد، چه از دنيا بلا و رنجى به وى برسد يا نرسد.»[٤] براين اساس حارث محاسبى مىگويد: «رضا، سكون دل است، هنگام جريان حكم (قضا).»[٥] ذوالنون مصرى نيز مىگويد: «رضا سرور دل به تلخى قضاست.»[٦]
[١] - قال على بن الحسين( ع):« أعلى درجة اليقين أدنى درجة الرضا.»( محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ٢، ص ١٢٨.)
[٢] -« إن أعلم الناس بالله أرضاهم بقضاء الله.»( محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٧١، ص ١٥٨.)
[٣] -« صفة الرضا أن يرضى المحبوب و المكروه ... تفسير الرضا سرور القلب.»(( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، باب ٨٩، ص ٥٠٦.)
[٤] -« قال رسول الله لجبرئيل: فما تفسير الرضا؟ قال: الراضى لايسخط على سيده أصاب من الدنيا او لم يصب.»( محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٤، ص ١٤٧٦.)
[٥] - ابوحفص عمر بن محمد سهروردى، عوارف المعارف، ص ٢٩٢.
[٦] - همان.