علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١١٦ - تقيه عرفانى
اهل ملامت براى صيانت خويش از شائبه غير الاهى، مانند عجب و ريا از دو اصل مدد گرفتهاند: يكى در حوزه عمل، به نام «تقيه عرفانى» و ديگرى در حوزه انديشه به نام «معرفت نفس و معرفت توحيدى».
تقيه عرفانى
اصل ملامتى در حوزه عمل، تقيه عرفانى است. تقيه از ريشه وقى و در لغت به معناى حفظ و نگهدارى چيزى از ضرر و زيان است.[١] تقيه يك رخصت شرعى و امرى تشريعى است. امام باقر (ع) فرمود:
خدا تقيه را در هر موردى كه بنىآدم به آن مجبور و مضطر مىشود، حلال گردانيده است.[٢]
از نگاه فقها، تقيه از آنِ مؤمنى است كه در جامعهاى مخالف زندگى مىكند و از روى ضرورت، اضطرار، اجبار و ترس و براى جلوگيرى از زيان دينى يا دنيوى، مانند ضررهاى جانى، مالى و عِرضى، اعتقاد حق و صحيح خود را به شدت پنهان و كتمان مىكند؛ بلكه تاجايىكه مفسدههايى عقلى، مانند خونريزى و مفسدههاى دينى، مانند شرابخورى را به همراه نياورد، اعمال و رفتارى كه خوشايند مخالفان است و در مذهبش خلاف محسوب مىگردد، انجام مىدهد و از تكاليف حقيقى خود پرهيز مىكند؛[٣] چراكه به فرموده امامصادق (ع) «تقيه سپر مؤمن است»؛[٤] مانند اصحاب كهف در ميان روميان، آسيه در كاخ فرعون و عمار در مكه.
[١] - محمد بن مكرم بن منظور، لسان العرب، واژه وقى.
[٢] - محمد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٤٦٨.
[٣] - بنگريد به: محمد بن نعمان( مفيد)، تصحيح الإعتقادات، ص ١١٥.
[٤] محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ١١، ص ٤٨٥٠.