علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٨٦ - ٤ دسته تنظيم و انسجامبخشى
قبض، بسط، مراقبه، هيبت، غيرت و ذكر. وى هر يك از اين منازل را بر پايه سنت محبت و عشق تفسير و تنظيم كرده است؛ براى مثال، شوق را به معناى حركت نفس سالك به سوى تتميم ابتهاج خويش دانسته كه به واسطه تصور حضرت محبوب سبحانه و تعالى به او روى مىآورد. يا انس را به معناى سرور دل دانسته كه با شهود جمال حبيب به وجود مىآيد. يا رجا را طمع نفس از محبوب دانسته كه در راه نيل به مطلوب حاصل مىگردد، يا مراقبه را علم دل به دوام شهود محبوب به او تعريف كرده است.
الأصول العشرة، رساله مختصرى است كه مؤلف در آن، نخست از سه نوع طريق سلوكى سخن گفته كه عباتند از: طريق اخيار كه ارباب معاملات و عبادات در اين راه هستند؛ دوم، طريق ابرار كه ارباب مجاهدات و رياضات در آن راه هستند و سوم طريق شُطّار (بىباكان) كه ارباب محبت و جذبه در اين راه هستند و اين راه منتخب مؤلف است.
سپس راه برگزيده را بر سنت موت ارادى كه به معناى برونرفت از مراد طبيعى و اختيار مراد الاهى است، بنيان نهاده است؛ بهگونهاى كه اين سنت در ده منزل و ده اصل مترتّب، تعالى و تكامل مىيابد و سالك را به حيات حقيقى مىرساند. اين ده اصل عبارتند از: توبه، زهد، توكل، قناعت، عزلت، تداوم ذكر، توجه به خداى تعالى، صبر، مراقبه و رضا؛ مانند توبه به معناى برونرفت از همه گناهان، توكل به معناى برونرفت از اسباب از باب اعتماد به خداى تعالى و توجه به خداى تعالى به معناى برونرفت از هر خواسته غير الاهى.
كتاب الصدق كه نام «الطريق الى الله» نيز دارد، پاسخ ابوسعيد خراز به يكى از عالمان است كه از اصل صدق و كيفيت عمل به آن پرسيده است. اين كتاب، بايسته هر مريد دلباختهاى را شناخت سه اصل عملى برشمرده است؛ اخلاص، صدق و صبر. اين سه اصل نه به صورت گسيخته، كه درهمتنيده و به هم