علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٦٦ - تفاوت علم سلوك و علم اخلاق اسلامى
سلوك و هر سلوك واقعى، محتوى درجهاى از معرفت است براى سلوك و تلاش و حركت در راه خداوند؛ به اين معنا كه انسان در اين زمينه بتواند با هر گام انسانى كه برمىدارد، به تناسب آن گام، مقدارى به آن عنايت نهايى كه قرب خداوند است، به تمام معنايى كه قرب دارد، نزديك مىشود؛ يعنى قرب، خود مقامى است كه انسان به اين مقام تقرب پيدا مىكند در اثر تقوا و معرفت؛ يعنى انسان به قرب تقرب مىيابد و نزديك مىشود كه در اصصلاح اهل معرفت، موسوم به «عنديت» است. به معناى نزد آن محضر بودن و در پيشگاه احاطه آن ذات پاك كه متعالى از زمان و مكان است، قرار داشتن.[١]
تفاوت علم سلوك و علم اخلاق اسلامى
پژوهشگران علوم دينى پس از مطالعه آثار موجود در تمدن اسلامى كه به ارزشهاى الاهى و كمالات انسانى پرداختهاند، با دو گونه آثار نظاممند و سازوار مواجه شدند: يكى آثار عرفانى كه آينه علم سلوك هستند و ديگرى آثار اخلاقى كه نماينده علم اخلاق مىباشند. از اينرو درصدد يافتن وجوه تمايز ميان اين دو نظام ارزشى و الاهى برآمدند.
علم اخلاق بهعنوان نظام سازمند اخلاقى، علمى است كه پس از بازشناسى صفات پسنديده و ناپسند انسان بهگونه روشمند به «چه بايد كردها» و «چه نبايد كردها» مىپردازد. در تمدن اسلامى، اين علم به طور كلى دو جريان و گرايش يافته است: يكى گرايش اخلاق عرفانى كه سران آن، علم اخلاق را بر پايه آموزههاى عرفانى، استوار ساختهاند و صفات خوب و بد انسان را اعمال قلبى دانسته، آنها را موانع و عوامل رشد سلوكى برشمردهاند؛ مانند ابوحامد غزالى در احياء علوم الدين و فيض كاشانى در المحجة البيضاء.
[١] -( گردآورنده) دبيرخانه كنگره ملى علامه سيد حيدر آملى، مجموعه مصاحبهها و ديدارها در كنگره ملى علامه سيد حيدر آملى، ص ١٦٤ و ١٦٥.