علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣١٩ - ٥ اخلاص
ماننداله شهوت، اله قدرت و اله نخوت.[١] جنيد بغدادى مىگويد: «اخلاص، إفراد خدا به عمل است.»[٢]
سرّ پيوند توحيد، يعنى احديت خدا با اخلاص، راز نامگذارى سوره توحيد به سوره اخلاص را وامىگشايد؛ زيرا در باور برخى «كسى كه به آنچه در اين سوره است، با اعتقاد و اقرار تمسك جويد، مؤمن مخلص گردد.»[٣]
از اينرو خداى سبحان در كلام خويش، اخلاص را بر توحيد متفرع ساخته است: «هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ؛[٤] اوست [همان] زندهاى كهخدايى جز او نيست؛ پس او را در حالى كه دين [خود] را براى وى بىآلايش گردانيدهايد، بخوانيد.» اين تفرّع در سخن رسول اكرم ٦ نيز انعكاس يافتهاست: «اى مردم! آن كه خداى عزيز و جليل را ملاقات كند و از سراخلاص «
لا اله الا الله
» گويد و چيزى غير او را با اين كلمه درنياميزد، وارد بهشتشود.»
اميرمؤمنان (ع) برخاست و پرسيد: «اى رسول خدا! پدر و مادرم به فدايت؛ چگونه اين كلمه را با اخلاص- بىآنكه چيزى بيگانه با آن درآميزد- به زبان آوريم؟ براى ما تفسير كن تا به آن معرفت يابيم.» حضرت نيز در پاسخ فرمود: «بله! حرص بر دنيا، جمعآورى حرام آن، رضا و خشنودى به آن و اقوامى كه گفتار خوبان را مىگويند و كردار جباران را انجام مىدهند.
پس هر كس خداى عزيز و جليل را ملاقات كند و هيچيك از اين خصال را
[١] -« أَرَأَيْتَ مَنْ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ؛ آيا ديدهاى آن كس را كه هواى نفس خود را اله خويش گرفته است؟»( فرقان( ٢٥): ٤٣)
[٢] - ابوعبدالرحمن سلمى، حقائق التفسير، ج ٢، ص ١٩٠.
[٣] - فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ج ١٠، ص ٨٥٤.
[٤] - غافر( ٤٠): ٦٥.